نقل قول های استیون کینگ در مورد نوشتن: مجموعه ای که باید بخوانید

نقل قول های استیون کینگ در مورد نوشتن
by دیوید هریس // مارس 21  

اگر نویسنده‌ای وجود داشته باشد که بسیاری از خوانندگان فیلم‌های ترسناک یا هیجان‌انگیز او را بشناسند، نام استیون کینگ به احتمال زیاد برنده نظرسنجی خواهد شد. بسیاری او را «استاد ترس» می‌خوانند، زیرا آثارش ترکیب مناسبی از حماسی و ترسناک را به نمایش می‌گذارند، که خوانندگان خود را تا صفحه آخر غرق می‌بینند. علاوه بر این، برخی از کتاب‌های او به اقتباس‌های سینمایی و تلویزیونی تبدیل می‌شوند و مهارت غیرقابل انکار او را در داستان‌نویسی ثابت می‌کنند. تاثیر او به عنوان پادشاه هیجان و لرز به همین جا ختم نمی شود. بسیاری از نویسندگان به استیون کینگ به عنوان نویسنده‌ای باورنکردنی نگاه می‌کنند که تأثیرش فراتر از آثارش است - نقل قول‌های او در زمینه نویسندگی به اندازه مشارکت او در این زمینه ارزشمند است.

نویسنده آمریکایی استیون ادوین کینگ در 21 سپتامبر 1947 در پورتلند، مین متولد شد. استیون در نوشتن داستان های ترسناک تخصص دارد، اما خود را به ژانرهای دیگر محدود نمی کند. این رمان‌نویس و داستان‌نویس پرکار در طول بیش از 40 سال فعالیت نویسندگی‌اش، بیش از 60 کتاب منتشر کرد که همگی به پرفروش‌ترین کتاب دست یافتند. برخی از آثار او که تبدیل به فیلم شدند عبارتند از اولین رمان او، کری، درخشان، آن و فرزندان ذرت. توانایی او در خلق شخصیت های متقاعد کننده بر اساس افراد زندگی روزمره نقش مهمی در موفقیت او دارد. علاوه بر این، خود داستان‌ها منعکس‌کننده وحشت‌های واقعی زندگی هستند که مردم عادی با آن روبرو هستند، به اندازه‌ای که خوانندگان آن را تا آخر بخوانند.

با بیش از 350 میلیون نسخه در سراسر جهان و اقتباس های تلویزیونی و سینمایی متعدد، تشخیص موفقیت کینگ در طول سال ها آسان است. علاوه بر آن، این موفقیت الهام بخش نویسندگان مشتاق و حرفه ای امروز و غیرقابل انکار حتی نسل آینده است. یادگیری اشتیاق استفن کینگ به حرفه‌اش، خواندن نوشته‌های او و مطالعه سبک نوشتن او از جمله راه‌هایی است که نویسندگان می‌توانند برای رسیدن به اهداف خود از آن استفاده کنند. در همین حال، آنها همچنین می توانند با استفاده از نقل قول های استیون کینگ در نوشتن به عنوان انگیزه شروع کنند.

نقل قول های استیون کینگ در مورد نویسندگی

استیون کینگ نویسنده آمریکایی یکی از موفق ترین نویسندگان در سراسر جهان است. رمان‌های او معمولاً در معرض داستان‌های ترسناک، تعلیق، فانتزی یا ماوراء طبیعی قرار می‌گیرند، اما این مانع از خواندن آثار او برای طرفداران غیرترسناک نمی‌شود. سبک نوشتن او شامل استفاده از توصیفات آشنا از زندگی است که هضم داستان های او و حتی ارتباط با آنها را برای خوانندگان آسان می کند. از این رو، اگر کسی می‌خواهد چیزهای زیادی در مورد نوشتن بیاموزد، نقل قول‌های استیون کینگ مکان خوبی برای رفتن است.

اگر می‌خواهید نقل قول‌های استیون کینگ در مورد نوشتن را ببینید، برای دیدن لیست زیر ورق بزنید.

بچه ها، تخیل حقیقت درون دروغ است، و حقیقت این داستان به اندازه کافی ساده است: جادو وجود دارد.

استفن کینگ

نوشتن زندگی نیست، اما فکر می کنم گاهی اوقات می تواند راهی برای بازگشت به زندگی باشد.

استفن کینگ

با در بسته بنویسید با در باز بازنویسی کنید.

استفن کینگ

انواع تئوری ها و ایده ها در مورد اینکه چه چیزی یک خط آغازین خوب را تشکیل می دهد وجود دارد. این موضوع مشکل است و صحبت کردن در مورد آن سخت است، زیرا وقتی روی اولین پیش نویس کار می کنم به صورت مفهومی فکر نمی کنم - فقط می نویسم. کسب علم در مورد آن کمی شبیه تلاش برای گرفتن پرتوهای ماه در یک کوزه است. اما یک چیز وجود دارد که در مورد آن مطمئن هستم. یک خط آغازین باید خواننده را برای شروع داستان دعوت کند. باید بگوید: گوش کن. بیا اینجا شما می خواهید در این مورد بدانید.

استفن کینگ

من معتقدم جاده جهنم با قیدها هموار شده است و من آن را از پشت بام ها فریاد خواهم زد.

استفن کینگ

جاده جهنم با قیدها هموار شده است.

استفن کینگ

او آن را به این دلیل می نوشت که احساس می کرد تمام ادبیات بزرگ، داستانی و غیرداستانی نوشته شده است: حقیقت آشکار می شود، در پایان همیشه بیرون می آید. او آن را می نوشت زیرا احساس می کرد باید بنویسد.

استفن کینگ

ترسناک ترین لحظه همیشه درست قبل از شروع است.

استفن کینگ

آماتورها می نشینند و منتظر الهام هستند، بقیه فقط بلند می شوند و به سر کار می روند.

استفن کینگ

هم در نوشتن و هم در خواب، ما یاد می گیریم که از نظر فیزیکی بی حرکت باشیم و در عین حال ذهن خود را تشویق می کنیم تا از تفکر منطقی غم انگیز زندگی روزانه خود خلاص شود.

استفن کینگ

نوشتن به معنای پول درآوردن، معروف شدن، قرار گذاشتن، قرار گذاشتن و یا دوست یابی نیست. در پایان، این در مورد غنی سازی زندگی کسانی است که آثار شما را می خوانند، و همچنین غنی سازی زندگی شما. این مربوط به بلند شدن، خوب شدن و به پایان رسیدن است. خوشحال شدن، باشه؟ شاد شدن

استفن کینگ

از مدرسه متنفر بودم من به کسی که به سالهای 14 تا 18 نگاه می کند با هیچ لذتی اعتماد ندارم. اگر دوست داشتید نوجوان باشید، واقعاً مشکلی در شما وجود دارد.

استفن کینگ

هر کلمه ای که باید در یک اصطلاحنامه به دنبال آن باشید، کلمه اشتباهی است. هیچ استثنایی از این قاعده وجود ندارد.

استفن کینگ

تخیل حقیقت درون دروغ است.

استفن کینگ

مردم می‌خواهند بدانند چرا این کار را می‌کنم، چرا چنین چیزهای ناخوشایندی می‌نویسم. دوست دارم به آنها بگویم که قلب یک پسر کوچک را دارم... و آن را در یک شیشه روی میزم نگه می دارم.

استفن کینگ

شما نباید به راحتی به صفحه خالی بیایید.

استفن کینگ

وقتی می نویسی می خواهی از دنیا خلاص شوی، نه؟ البته، شما انجام می دهید. وقتی در حال نوشتن هستید، دنیاهای خود را خلق می کنید.

استفن کینگ

وقتی از شما پرسیده شد "چگونه می نویسی؟" من همیشه پاسخ می دهم، "یک کلمه در یک زمان."

استفن کینگ

برای من سخت است باور کنم افرادی که خیلی کم می خوانند (یا در برخی موارد اصلاً نمی خوانند) باید تصور کنند که بنویسند و انتظار داشته باشند که مردم آنچه را که نوشته اند دوست داشته باشند.

استفن کینگ

ایجاد باور نکردنی در مردم حقه ای نیست. این کار است... باور و جذب خواننده در جزئیات به چشم می خورد: یک سه چرخه واژگون شده در ناودان یک محله متروک می تواند همه چیز را نشان دهد.

استفن کینگ

هر چیزی را که دوست دارید امتحان کنید، مهم نیست چقدر عادی یا ظالمانه است. اگر کار کند، خوب است. اگر نشد، آن را پرتاب کنید. پرتش کن حتی اگر دوستش داری.

استفن کینگ

داستان کوتاه با هم چیز متفاوتی است - داستان کوتاه مانند بوسه یک غریبه در تاریکی است.

استفن کینگ

وقتی داستان شما برای بازنویسی آماده شد، آن را به استخوان برش دهید. از شر هر اونس چربی اضافی خلاص شوید. این به ضرر خواهد بود. بازنگری یک داستان تا حد ضروری، همیشه کمی شبیه به قتل کودکان است، اما باید انجام شود.

استفن کینگ

نوشتن سحر و جادو است، به اندازه هر هنر خلاق دیگری آب زندگی است. آب رایگان است. پس بنوش بنوشید و سیر شوید.

استفن کینگ

مانند تمام جنبه های دیگر هنر روایت، با تمرین پیشرفت خواهید کرد، اما تمرین هرگز شما را کامل نمی کند. چرا باید؟ چه لذتی می تواند داشته باشد؟

استفن کینگ

اگر وقت خواندن ندارید، وقت یا ابزار نوشتن ندارید.

استفن کینگ

اگر قصد دارید تا جایی که می توانید صادقانه بنویسید، روزهای شما به عنوان عضوی از جامعه مؤدب به پایان رسیده است.

استفن کینگ

خوش بینی پاسخی کاملاً مشروع به شکست است.

استفن کینگ

عزیزان خود را بکشید، عزیزان خود را بکشید، حتی زمانی که این کار قلب خط نویس کوچک خودخواه شما را می شکند، عزیزان خود را بکشید.

استفن کینگ

مهم ترین چیزهایی که باید در مورد داستان پشت سر هم به خاطر بسپارید این است که (الف) هر کسی یک تاریخچه دارد و (ب) بیشتر آن خیلی جالب نیست.

استفن کینگ

با این شروع می شود: میز خود را در گوشه ای قرار دهید و هر بار که آنجا برای نوشتن می نشینید، به خود یادآوری کنید که چرا در وسط اتاق نیست. زندگی سیستم پشتیبان هنر نیست. برعکس است.

استفن کینگ

من چیزها را می بینم، همین. به اندازه کافی داستان بنویسید و هر سایه روی زمین مانند رد پا به نظر می رسد. هر خط در خاک مانند یک پیام مخفی است.

استفن کینگ

اگر مطالبی که می نویسید برای خودتان نباشد، کار نخواهد کرد.

استفن کینگ

بدنویسی چیزی بیش از دستور (حذف شده) و مشاهده نادرست است. بدنویسی معمولاً از امتناع سرسختانه از گفتن داستان‌هایی در مورد آنچه که مردم برای مواجهه با این واقعیت انجام می‌دهند سرچشمه می‌گیرد، بگذارید بگوییم که گاهی قاتلان به خانم‌های مسن کمک می‌کنند تا از خیابان عبور کنند.

استفن کینگ

هر چه بیشتر بخوانید، کمتر می توانید با قلم یا واژه پرداز خود خود را احمق کنید.

استفن کینگ

نوشتن انسانی است و ویرایش الهی است.

استفن کینگ

زیاد بخوان، زیاد بنویس فرمان بزرگ است.

استفن کینگ

ضمیر ناخودآگاه اگر به حال خود رها شود شعر می نویسد.

استفن کینگ

اهمیت واقعی خواندن این است که باعث ایجاد سهولت و صمیمیت با آنها می شود روند نوشتن... همچنین به شما دانشی در حال رشد دائمی از آنچه انجام شده است و آنچه انجام نشده است، آنچه پیش پا افتاده و تازه است، آنچه کار می کند و آنچه در صفحه در حال مرگ (یا مرده) نهفته است، ارائه می دهد. هر چه بیشتر بخوانید، کمتر می توانید با قلم یا واژه پرداز خود خود را احمق کنید.

استفن کینگ

بیایید همین الان یک چیز را روشن کنیم، درست است؟ هیچ ایده ای وجود ندارد، هیچ مرکز داستانی، هیچ جزیره ای از پرفروش ترین های مدفون وجود ندارد. به نظر می‌رسد ایده‌های داستانی خوب به معنای واقعی کلمه از ناکجاآباد می‌آیند و درست از آسمان خالی به سمت شما حرکت می‌کنند: دو ایده که قبلاً نامرتبط بوده‌اند در کنار هم قرار می‌گیرند و چیزی جدید در زیر نور خورشید می‌سازند. وظیفه شما این نیست که این ایده ها را پیدا کنید، بلکه این است که وقتی ظاهر می شوند آنها را بشناسید.

استفن کینگ

وقتی صحبت از گذشته می شود، همه داستان می نویسند.

استفن کینگ

من هرگز احساس نکرده ام که دارم چیزی خلق می کنم. برای من، نوشتن مانند قدم زدن در یک بیابان است و به یکباره، از لابلای سختی بالا می‌روم، بالای یک دودکش را می‌بینم. من می دانم که یک خانه در زیر وجود دارد، و من تقریباً مطمئن هستم که اگر بخواهم می توانم آن را حفر کنم. من اینگونه احساس می کنم. مثل این است که داستان ها از قبل وجود دارند. چیزی که به من پول می دهند، جهش ایمان است که می گوید: "اگر بنشینم و این کار را انجام دهم، همه چیز درست می شود."

استفن کینگ

یکی از کارهای واقعا بدی که می‌توانید برای نوشتار خود انجام دهید این است که دایره واژگان را اصلاح کنید و به دنبال کلمات بلند بگردید زیرا ممکن است کمی از کلمات کوتاه خود خجالت بکشید. این مانند پوشیدن لباس شب یک حیوان خانگی خانگی است. حیوان خانگی شرمنده است و شخصی که مرتکب این عمل ناز از پیش طراحی شده شده است باید حتی بیشتر خجالت بکشد.

استفن کینگ

وقتی از او پرسیدند: "چگونه می نویسی؟" من همیشه پاسخ می دهم، "یک کلمه در یک زمان"، و پاسخ همیشه رد می شود. اما تمام چیزی که هست همین است. این خیلی ساده به نظر می رسد که درست باشد، اما اگر می خواهید دیوار بزرگ چین را در نظر بگیرید: یک سنگ در یک زمان، مرد. همین. یک سنگ در یک زمان. اما خوانده‌ام که می‌توانی آن لعنتی را از فضا بدون تلسکوپ ببینی.

استفن کینگ

یادم می‌آید که از مدرسه به دلیل التهاب لوزه در خانه بودم و برای گذراندن وقت در رختخواب داستان می‌نوشتم.

استفن کینگ

با در بسته بنویسید با در باز بازنویسی کنید. به عبارت دیگر چیزهای شما فقط برای شما شروع می شود، اما بعد از بین می رود. هنگامی که بدانید داستان چیست و آن را به درستی دریافت کنید - به هر حال تا جایی که می توانید - به هر کسی که می خواهد آن را بخواند تعلق دارد. یا از آن انتقاد کنید.

استفن کینگ

توصیف خوب یک مهارت آموخته شده است، یکی از دلایل اصلی موفقیت شما مگر اینکه زیاد بخوانید و زیاد بنویسید. می بینید که فقط مسئله نحوه انجام کار نیست. این نیز یک سوال است که چقدر به. خواندن به شما کمک می کند تا به چه مقدار پاسخ دهید، و فقط مجموعه ای از نوشتن به شما در نحوه چگونگی کمک می کند. شما فقط با انجام دادن می توانید یاد بگیرید.

استفن کینگ

وقتی داستانی می نویسی، داستان را برای خود تعریف می کنی.» «وقتی بازنویسی می‌کنید، کار اصلی شما بیرون کشیدن همه چیزهایی است که داستان نیستند.

استفن کینگ

این ایده که تلاش خلاقانه و مواد تغییر دهنده ذهن در هم تنیده شده اند، یکی از اسطوره های بزرگ پاپ-روشنفکری زمان ما است.

استفن کینگ

من از آن دسته افرادی هستم که تا زمانی که آن را یادداشت نکند واقعاً نمی دانم چه فکری می کند.

استفن کینگ

من متقاعد شده ام که ترس ریشه اکثر نوشته های بد است. دامبو با کمک یک پر جادویی در هوا معلق شد. ممکن است به همین دلیل تمایل داشته باشید که یک فعل مفعول یا یکی از آن قیدهای بد را درک کنید. فقط قبل از انجام این کار به یاد داشته باشید که دامبو به پر نیازی نداشت. جادو در او بود

استفن کینگ

شما نمی توانید امیدوار باشید که با زور نوشته خود شخص دیگری را جارو کنید تا زمانی که آن را با شما انجام دهند.

استفن کینگ

من آنقدر درگیر بودم که بتوانم با مردم کنار بیایم. من هرگز از نظر اجتماعی بی‌تفاوت نبودم. تنها نیست. و این زندگی من را نجات داد، عقلم را نجات داد. آن و نوشته. اما تا به امروز به هر کسی که فکر می‌کرد مدرسه زمان خوبی است، اعتماد ندارم. هر کسی.

استفن کینگ

گاهی اوقات داستان ها فریاد می زنند که با صدای بلند گفته شوند که آنها را فقط برای خفه کردنشان می نویسی.

استفن کینگ

زمانی که چهارده ساله شدم، میخ دیوارم دیگر تحمل وزن لغزش‌های رد شدن روی آن را نداشت. میخ را با سنبله عوض کردم و به نوشتن ادامه دادم.

استفن کینگ

منظورت را بگو هرچی میبینی بگو اگر می توانید یک عکس برای خواننده بسازید.

استفن کینگ

نوشتن اغوا کننده است. صحبت خوب بخشی از اغواگری است. اگر اینطور نیست، چرا بسیاری از زوج هایی که عصر را با شام شروع می کنند در رختخواب می مانند؟

استفن کینگ

نه، داستان خیلی خوبی نیست – نویسنده آن آنقدر مشغول گوش دادن به صداهای دیگر بود که نمی توانست آن طور که باید به صدایی که از داخل می آمد گوش دهد.

استفن کینگ

در ابتدایی ترین حالت ما در مورد یک مهارت آموخته شده (نوشتن) بحث می کنیم، اما آیا موافق نیستیم که گاهی اوقات ابتدایی ترین مهارت ها می توانند چیزهایی بسیار فراتر از انتظارات ما ایجاد کنند؟ ما در مورد ابزار و نجاری، در مورد کلمات و سبک صحبت می کنیم ... اما همانطور که پیش می رویم، بهتر است به یاد داشته باشید که ما در مورد جادو نیز صحبت می کنیم.

استفن کینگ

اگر بتوانم آن را روی کاغذ بیاورم بدون اینکه کل واژه‌پرداز را به هم بزنم، پس تا آنجا که به من مربوط می‌شود، برای دیدن روشنایی روز مناسب است.

استفن کینگ

من فقط در مورد چیزی می نویسم که احساس می کنم می خواهم درباره آن بنویسم. من مثل یک بچه هستم. من یک ایده می‌گیرم، و مثل یک اسباب‌بازی بچه‌گانه است که آن را فشار می‌دهی و در اتاق می‌کشی. این سرگرم کننده است، روشن است، زیبا است و شاید هر کاری که اتفاق بیفتد به حالت clack-clack یا whiz-whiz باشد. دوست دارم باور کنم

استفن کینگ

برای من، توصیف خوب معمولاً شامل چند جزئیات خوب انتخاب شده است که همه چیز را نشان می دهد.

استفن کینگ

من از دوازده سالگی شروع به تسلیم شدن کردم، و بدیهی است که در آن زمان آنها به اندازه کافی خوب نبودند، و گمان می کنم در قلبم این را می دانستم. اما دیر یا زود باید شروع کرد، باید حفاری کرد.

استفن کینگ

من معادل ادبی بیگ مک و سیب زمینی سرخ شده هستم.

استفن کینگ

می نویسم تا بفهمم نظرم چیست.

استفن کینگ

نامیدن آن یک لهو و لعب ساده دختر مدرسه ای مانند این بود که بگوییم رولزرویس یک وسیله نقلیه با چهار چرخ است، چیزی شبیه یک واگن یونجه. وقتی او را دید، قهقهه ای وحشیانه نخندید و سرخ شد، و نام او را روی درختان گچ نکرد یا روی دیوارهای پل بوسیدن نوشت. او به سادگی با چهره او در قلبش تمام مدت زندگی می کرد، نوعی درد شیرین و دردناک. او برای او می مرد.

استفن کینگ

مانند تمام جنبه های دیگر داستان، کلید نوشتن دیالوگ خوب صداقت است.

استفن کینگ

سوال مهم ربطی به مقدس یا توهین آمیز بودن صحبت در داستان شما ندارد. تنها سوال این است که چگونه روی صفحه و در گوش شما زنگ می زند. اگر انتظار دارید که درست باشد، پس باید خودتان صحبت کنید. مهمتر از آن، شما باید سکوت کنید و به صحبت های دیگران گوش دهید.

استفن کینگ

دیالوگ نویسی خوب هنر است و همچنین هنر.

استفن کینگ

وقتی می نویسی برای خودت داستان تعریف می کنی. وقتی بازنویسی می‌کنید، همه چیزهایی را که داستان نیست حذف می‌کنید.

استفن کینگ

هدف داستان صحت دستوری نیست، بلکه این است که خواننده را خوشامد بیاورد و سپس داستانی را تعریف کند. نوشتن اغوا کننده است. صحبت خوب بخشی از اغواگری است.

استفن کینگ

نویسندگی شغل تنهایی است. داشتن کسی که به شما اعتقاد داشته باشد، تفاوت زیادی دارد. آنها مجبور نیستند سخنرانی کنند. فقط باور کردن معمولا کافی است.

استفن کینگ

یاد گرفتی که بپذیری، یا در یک اتاق کوچک با کرایولاس به خانه نامه می نویسی.

استفن کینگ

شما می توانید با عصبانیت، هیجان، امیدواری، یا ناامیدی به عمل نوشتن نزدیک شوید.

استفن کینگ

وقتی برای نوشتن نشستی، بنویس. هیچ کار دیگری جز رفتن به دستشویی انجام ندهید و فقط در صورتی این کار را انجام دهید که کاملاً قابل تعویق نباشد.

استفن کینگ

تنها چیزی که من می خواهم این است که تا جایی که می توانید انجام دهید و به یاد داشته باشید که در حالی که قید نوشتن انسان است، نوشتن او گفت یا او گفت الهی است.

استفن کینگ

من طرفدار زیادی از روانکاوی نیستم: فکر می کنم اگر مشکلات روانی دارید چیزی که نیاز دارید قرص های خوب است. اما من فکر می کنم که اگر افکاری داشته باشید که آزارتان می دهد، چیزهایی که حل نشده اند، هرچه بیشتر در مورد آنها صحبت کنید، درباره آنها بنویسید، جدی تر می شوند.

استفن کینگ

من علاقه خاصی به نوشتن که به طور کامل ویژگی‌های فیزیکی افراد در داستان و لباس‌های آن‌ها را توصیف می‌کند، ندارم... من همیشه می‌توانم یک کاتالوگ J. Crew تهیه کنم……پس از من دریغ نکنید، اگر می‌خواهید، به شدت «قهرمان» چشمان آبی هوشمند» و «چانه تعیین شده برون رانش».

استفن کینگ

نوشتن یعنی بیدار شدن، خوب شدن و گذراندن. خوشحال شدن، باشه؟ شاد شدن

استفن کینگ

وقتی به آن فکر می کنید، من عضوی از یک گروه نسبتاً منتخب هستم: آخرین تعداد انگشت شماری از رمان نویسان آمریکایی که خواندن و نوشتن را قبل از اینکه یاد بگیرند هر روز یک مزخرف ویدیویی بخورند، یاد گرفتند.

استفن کینگ

روزی دوستی به ملاقات جیمز جویس آمد و مرد بزرگ را دید که در حالت ناامیدی کامل روی میز تحریر خود پراکنده شده بود. جیمز، چه مشکلی دارد؟ دوست پرسید. آیا این کار است؟ جویس حتی بدون اینکه سرش را برای نگاه کردن به دوستش بالا بیاورد، تایید کرد. البته این کار بود. همیشه نیست؟ امروز چند کلمه به دست آوردی؟ دوست تعقیب کرد جویس (هنوز در ناامیدی، همچنان رو به پایین روی میزش پراکنده بود): "هفت." هفت؟ اما جیمز... این حداقل برای تو خوب است. جویس گفت بله، در نهایت به بالا نگاه کرد. "فکر می کنم اینطور است... اما نمی دانم آنها به چه ترتیبی می روند!

استفن کینگ

شما با خواندن زیاد و زیاد نوشتن بهترین چیزها را یاد می گیرید و با ارزش ترین درس ها درس هایی است که خودتان یاد می دهید.

استفن کینگ

مثل همیشه، تسکین پر برکت شروع، احساسی مانند افتادن در سوراخی پر از نور درخشان. مثل همیشه، دانش عبوس که او آنقدر که می خواست بنویسد، خوب نخواهد نوشت. مثل همیشه وحشت از ناتوانی در تمام کردن، از شتاب گرفتن در یک دیوار آجری. مثل همیشه، احساس هیجان انگیز و هیجان انگیز سفر آغاز شد.

استفن کینگ

مانند هر چیز دیگری که به خودی خود اتفاق می افتد، عمل نوشتن فراتر از ارز است. داشتن پول چیز خوبی است، اما وقتی نوبت به خلقت می رسد، بهترین چیز این است که زیاد به پول فکر نکنید. کل فرآیند را یبوست می کند.

استفن کینگ

هر جا که بنویسی قرار است کمی پناهگاه باشد، جایی که بتوانی از دنیا دور شوی. هر چه بیشتر در درون خود بسته باشید، بیشتر به تخیلات خود باز می گردید.

استفن کینگ

نوشتن چیست؟ نوشتن تله پاتی است.

استفن کینگ

من هنوز عاشق کاری هستم که انجام می دهم، به فکر ساختن چیزها، بنابراین ساعاتی که می نویسم همیشه برایم ساعات بسیار پر برکتی است.

استفن کینگ

ما یا یاد می گیریم که بپذیریم یا در نهایت با مداد رنگی در خانه نامه می نویسیم.

استفن کینگ

می‌دانی، کینگ گفت: «من در داستان‌گویی خیلی خوب نیستم. این یک پارادوکس به نظر می رسد، اما اینطور نیست. این دلیلی است که آنها را یادداشت می کنم.

استفن کینگ

تنها راه بهتر شدن در نوشتن، نوشتن است. و بخوانید.

استفن کینگ

شما می توانید با عصبانیت، هیجان، امیدواری یا حتی ناامیدی به عمل نوشتن نزدیک شوید - این حس که هرگز نمی توانید به طور کامل آنچه را در ذهن و قلب خود دارید در صفحه قرار دهید. می‌توانید با مشت‌های گره کرده و چشم‌های باریک به صحنه بیایید و آماده باشید تا نام‌ها را پایین بیاورید. شما می توانید به این دلیل بیایید که می خواهید یک دختر با شما ازدواج کند یا به این دلیل که می خواهید دنیا را تغییر دهید. به هر طریقی به سراغش بیایید، جز سبک. اجازه دهید دوباره بگویم: شما نباید به راحتی به صفحه خالی بیایید.

استفن کینگ

مطالعه مداوم شما را به مکانی می کشاند - یک ذهنیت، اگر این عبارت را دوست دارید - جایی که می توانید مشتاقانه و بدون خودآگاهی بنویسید.

استفن کینگ

می خواستم یک داستان ترسناک ماوراء الطبیعه توپ به دیوار بنویسم، کاری که مدت هاست انجام نداده ام.

استفن کینگ

من هنوز فکر می کنم که از بین تمام افرادی که امروز داستان های برتر را انجام می دهند، جان دی. مک دونالد بهترین است. او در کودکی الگوی من بود. اگر افرادی هستند که می‌خواهند بنویسند، تنها کاری که باید انجام دهید این است که 20 داستان او را بخوانید تا ایده‌ای داشته باشید که برای شروع یک داستان چه چیزی لازم است.

استفن کینگ

اگر قصد دارید تا جایی که می توانید صادقانه بنویسید، به هر حال روزهای شما به عنوان عضوی از جامعه مؤدب به شماره افتاده است... باید آماده باشید که یک چرخش جدی به سمت درون به سمت زندگی خیالی انجام دهید، و این یعنی می ترسم، که جرالدو، کیت اوبرمن و جی لنو باید بروند. خواندن زمان می برد و شیر شیشه ای بیش از حد آن را می گیرد.

استفن کینگ

اگر بتوانید تمام لوازم جانبی را که با بهترین لباس شما مطابقت دارند، محتویات کیفتان، ترکیب اولیه نیویورک یانکیز یا هیوستون اویلرز، یا برچسب "Hang On Sloopy" توسط The McCoys را به خاطر بسپارید، شما قادر خواهید بود. به خاطر سپردن تفاوت‌های میان یک جرون (شکل فعل که به عنوان اسم استفاده می‌شود) و یک مضارع (شکل فعل که به عنوان صفت استفاده می‌شود).

استفن کینگ

به یاد داشته باشید که «لوله‌کش در فضا» برای یک داستان چندان بد نیست.

استفن کینگ

بیایید من و شما صحبت کنیم. بیایید در مورد ترس صحبت کنیم. وقتی این را می نویسم خانه خالی است. یک باران سرد فوریه بیرون در حال باریدن است. شب است گاهی وقتی باد به همان شکلی که الان می وزد، قدرت را از دست می دهیم. اما فعلاً ادامه دارد، و بنابراین بیایید خیلی صادقانه در مورد ترس صحبت کنیم. بیایید بسیار منطقی در مورد حرکت به سمت مرز جنون و ... و شاید بیش از حد صحبت کنیم.

استفن کینگ

افراد زیادی در آنجا وجود دارند که خط نثر بهتری از من می نویسند و درک بهتری از اینکه مردم واقعاً چگونه هستند و انسانیت باید به چه معنا باشد - جهنم، من این را می دانم.

استفن کینگ

من به ترس به عنوان یک عملکرد بقا فکر می کنم، و در داستان هایی که می نویسم، تنها کاری که سعی کرده ام انجام دهم این است که کابوس هایی را برای مردم فراهم کنم که واقعاً مکان های امنی برای قرار دادن آن ترس ها برای مدتی هستند، زیرا بعد از آن می توان گفت که اوه، این، به هر حال، همه اینها فقط تصوری بود، بنابراین من فقط احساساتم را به قدم زدن بردم.

استفن کینگ

ضرب المثلی وجود دارد: "آنچه را که می دانی بنویس." اگر آن را به عنوان یک قانون شکست ناپذیر در نظر بگیرید توصیه بدی است، اما اگر از آن به عنوان پایه استفاده کنید توصیه خوبی است.

استفن کینگ

وقتی مردم از من می پرسند که چرا این جور داستان ها را می نویسم، نیمه ظاهری، به سادگی می گویم که در کودکی منحرف شده بودم. و حقیقتی در آن وجود دارد.

استفن کینگ

من چند سمینار نویسندگی در کانادا با بچه های دبیرستانی انجام دادم. اینها بچه های باهوش بودند. همه آنها کامپیوتر دارند، اما نمی توانند املا کنند. زیرا اگر از پرتاب ندانید، بررسی املا به شما کمکی نمی کند. به آنها گفتم: "اگر در قرن بیست و یکم بتوانید بخوانید، صاحب دنیا هستید." چون نوشتن را از خواندن یاد می گیرید.

استفن کینگ

نوع برنامه خواندن و نوشتن شدیدی که من از آن دفاع می کنم - چهار تا شش ساعت در روز، هر روز - اگر واقعاً از انجام این کارها لذت ببرید و استعداد آنها را داشته باشید، سخت به نظر نمی رسد.

استفن کینگ

اگر بنویسید (یا نقاشی کنید یا برقصید یا مجسمه‌سازی کنید یا بخوانید، فکر می‌کنم)، کسی سعی می‌کند در مورد آن احساس بدی به شما بدهد، همین.

استفن کینگ

وقتی صحبت از موسیقی راک به میان می آید، من زیاد اهل نوازندگی نیستم، اما آهنگ های ابتدایی دارم. من به عنوان یک شنونده داناتر هستم و Revival راهی به من داد تا در مورد راک اند رول بنویسم بدون اینکه موعظه یا خسته کننده باشم.

استفن کینگ

من واقعاً فلسفی نمی شوم، اما معتقدم که افراد خوب قوی هستند و معمولاً در داستان های ترسناک من، دوست ندارم در مورد استانداردهای قدیمی بنویسم که در آن یک فرد فاسد توسط یک روحیه پست تعقیب می شود که در پایان او را وادار می کند. ترجیح می‌دهم در مورد آدم‌های خوب بنویسم که از بیرون توسط نوعی قدرت شیطانی تهدید می‌شوند و به نوعی آن را بیرون می‌کشند.

استفن کینگ

همینگوی بد است. اگر می خواستم به این شکل بنویسم، توخالی و بی روح می شد زیرا من نبودم.

استفن کینگ

ننوشتن مثل این است که بقیه عمرت را بدون رویا سپری کنی.

استفن کینگ

... نوشتن داستان ... برای ترسوهای روشنفکر کار نیست.

استفن کینگ

بازنویسی فرمول: پیش نویس دوم = پیش نویس اول - 2%.

استفن کینگ

نوشتن مانند این است که در یک حالت رویایی یا تحت هیپنوتیزم خود هدایت شده باشید. این حالت یادآوری را القا می کند که - اگرچه کامل نیست - بسیار شبح آور است.

استفن کینگ

من روز را صرف نوشتن نمی کنم. شاید برای دو ساعت یک نسخه جدید بنویسم و ​​سپس برگردم و مقداری از آن را اصلاح کنم و آنچه را که دوست دارم چاپ کنم و سپس آن را خاموش کنم.

استفن کینگ

نکته مهم در نوشتن این است که ... شما می توانید همه این کارهای ضد اجتماعی را انجام دهید و برای آنها پول دریافت می کنید و هیچ کس شما را دستگیر نمی کند زیرا همه آنها ساختگی هستند. به این ترتیب، اگر واقعاً مجبور به انجام هر یک از آن کارها می‌شوید، فشار از بین می‌رود زیرا قبلاً آنها را یادداشت کرده‌اید. درمان است

استفن کینگ

اکنون این سوال بزرگ پیش می آید: قرار است در مورد چه چیزی بنویسید؟ و پاسخ به همان اندازه بزرگ: هر چیزی که لعنتی به خوبی می خواهید. اصلاً هر چیزی…. تا زمانی که حقیقت را بگویی

استفن کینگ

در اتاق نوشتن شما نباید تلفنی وجود داشته باشد، مطمئناً هیچ تلویزیون یا بازی ویدیویی برای فریب دادن شما وجود ندارد. اگر پنجره ای وجود دارد، پرده ها را بکشید یا سایه ها را پایین بیاورید، مگر اینکه به دیوار خالی نگاه کند.

استفن کینگ

نوشتن داستان، به ویژه یک اثر داستانی طولانی، می تواند شغلی دشوار و تنها باشد. مانند عبور از اقیانوس اطلس در وان حمام است. فرصت های زیادی برای شک و تردید به خود وجود دارد.

استفن کینگ

من واقعاً چیزی را ترسیم نمی کنم. من فقط اجازه دادم [در حین نوشتن] اتفاق بیفتد. اما زمانی که این اتفاق بیفتد، همیشه وجود دارد. اگر گذاشته شود، پخش می شود. اگر به صفحه 300 برسم و کار نکند، آن را خراب می کنم.

استفن کینگ

وقتی می‌دانستم می‌توانم تمام وقت بنویسم، به این فکر کردم که «چه اتفاقی قرار است برای روابط درون خانواده‌ام بیفتد؟» آیا آنها قرار است تغییر کنند؟ آیا این همان معامله ای خواهد بود که می گویید: «من نمی توانم این را تحمل کنم! منو از اینجا بیرون کن! من طاقت این بچه های فریاد را ندارم!» همانطور که معلوم شد، من توانستم پوشک را عوض کنم، بعد از اینکه چند بار سنجاق را بین انگشتانم فرو کردم. من متوجه شدم که برخورد با بچه ها خیلی سخت نیست.

استفن کینگ

من دوست دارم زبان فرانسه را آنقدر خوب یاد بگیرم که بتوانم به آن زبان بنویسم.

استفن کینگ

من فکر می کنم نوشتن داستانی که عقل را جذب کند دشوارتر است. اما، وقتی به یکی گره می زنید، می توانید آن را کاملا عمیق انجام دهید. این واقعاً به نوع ایده ای بستگی دارد که باید با آن شروع کنید.

استفن کینگ

من از همه چیز می ترسم. می ترسم در هر داستانی که می نویسم شکست بخورم – اینکه برایم پیش نیاید، یا نتوانم آن را تمام کنم.

استفن کینگ

به نظر می رسد مردم فکر می کنند که یک فرمول جادویی برای نوشتن وجود دارد، من فقط یک کلمه در یک زمان می نویسم.

استفن کینگ

این چیزی است که در ابتدای کار تقریباً تصادفی است، اما هر چه بیشتر بنویسید، برای تشخیص سیگنال‌های کوچک آموزش دیده‌تر می‌شوید.

استفن کینگ

نوشتن مانند سوراخ کوچکی در واقعیت است که می توانید از آن عبور کنید و می توانید از آن خارج شوید و می توانید برای مدتی در جای دیگری باشید.

استفن کینگ

یک رمان وجود دارد، کوجو، که اصلاً نوشتن آن را به خاطر ندارم.

استفن کینگ

وقتی دوپینگ و الکل را کنار گذاشتم، احساس فوری من این بود که "زندگی ام را نجات دادم، اما بهایی وجود دارد، زیرا دیگر چیزی نخواهم داشت که مرا به وجد بیاورد". اما من از بچه هایم لذت بردم. همسرم مرا دوست داشت و من او را دوست داشتم. و در نهایت نوشته برگشت و من متوجه شدم که نوشته کافی است. چیز احمقانه این است که احتمالا همیشه همینطور بوده است.

استفن کینگ

در هر جای نیویورک، هر جای کشور، جایی قرار است علامت کوکاکولا وجود داشته باشد. مردم با کوکاکولا همذات پنداری می کنند. شما می توانید رمانی در مورد نیویورک بنویسید و مردم این کشور اگر احساس کنند که آنها را با نیویورک آشنا کرده اید، آن را می خوانند.

استفن کینگ

از حدود 12 سالگی به طور جدی شروع به نوشتن کردم. همیشه در حال و هوا هستم.

استفن کینگ

من در مورد موش ها می نویسم زیرا آنها مرا می ترسانند. من فکر می کنم ما تمایل داریم فوبی های خود را بنویسیم.

استفن کینگ

من را فردی می دانند که برای بزرگسالان می نویسد زیرا من خودم یک مرد مسن هستم. برخی از آنها من را پیدا می کنند و بسیاری از آنها نه.

استفن کینگ

نوشتن خوب اغلب در مورد رها کردن ترس و محبت است. خود عاطفه، که با نیاز به تعریف برخی از انواع نوشتار به عنوان "خوب" و انواع دیگر به عنوان "بد" آغاز می شود، رفتاری ترسناک است.

استفن کینگ

من متقاعد شده ام که ترس ریشه همه نوشته های بد است

استفن کینگ

با نوشتن یک رمان ترسناک که در آن این اختلال غیرقابل توضیح در زندگی منظم ما حاکم می شود، نظم را در مقایسه بهتر جلوه می دهید. اما در زیر آن، بخشی از ما وجود دارد که به کسانی که سازهایشان را روی صحنه تکه تکه می کنند، پاسخ می دهیم. یک بخش بسیار ابتدایی وجود دارد که می‌گوید: «بیشتر این کار را انجام بده».

استفن کینگ

صبح ها در روشنایی روز می نویسم. اما من بیشتر ایده های خوبم را بعد از غروب خورشید و تاریکی روی زمین دریافت می کنم.

استفن کینگ

من می خواهم در مورد عنکبوت بنویسم. برای من، این همان موضوعی است که همه را می‌ترساند. عنکبوت ها، برای من، فقط در مورد وحشتناک ترین، وحشتناک ترین چیزهایی هستند که می توانم به آنها فکر کنم. فکر می کنم همه از عنکبوت می ترسند.

استفن کینگ

هرچه داستان های تخیلی بیشتری بخوانید و بنویسید، بیشتر متوجه خواهید شد که پاراگراف های خود به خودی خود شکل می گیرند.

استفن کینگ

چیزی که واقعاً مرا می ترساند آلزایمر یا پیری زودرس است، از دست دادن توانایی خواندن، لذت بردن و نوشتن. و شما این کار را انجام می‌دهید، و بعضی روزها ممکن است چندان خوب نباشند، و سپس بعضی روزها، واقعاً موجی می‌گیرید، و مثل همیشه خوب است.

استفن کینگ

بازگشت به بالای نقل قول های استیون کینگ در مورد نوشتن

نقل قول های استیون کینگ درباره کتاب ها

نویسنده پرکار، استیون کینگ، که در طول زندگی ادبی خود خوانندگان وفاداری به دست آورد، همچنین خواننده ای مشتاق بود. علیرغم تعهداتش، او زمانی برای خواندن کتاب پیدا می کند، منابع حتی می گویند که او هر سال حدود 80 کتاب می خواند. بنابراین، اگر نیاز به نقل قول در مورد کتاب وجود داشته باشد، استیون کینگ شما را نجات خواهد داد.

برای خواندن سخنان و نظرات او درباره کتاب، مجموعه زیر را ببینید.

دوران کتاب تمام نشده است. به هیچ وجه... اما شاید دوران برخی از کتاب ها به پایان رسیده باشد. مردم گاهی اوقات به من می گویند "استیو، آیا قرار است یک رمان مستقیم بنویسی، یک رمان جدی" و منظورشان رمانی درباره اساتید دانشگاهی است که مشکل ناتوانی جنسی دارند یا چیزی شبیه به آن. و باید بگویم که این چیزها به من علاقه ای ندارند. چرا؟ من نمی دانم. اما حدود بیست سال طول کشید تا بر این سوال غلبه کنم و از کاری که انجام می دهم، از کتاب هایی که می نویسم، خجالت نکشم.

استفن کینگ

لازم نیست هر کتابی مملو از نمادگرایی، کنایه یا زبان موسیقایی باشد، اما به نظر من هر کتابی - حداقل هر کتابی که ارزش خواندن دارد - درباره چیزی است.

استفن کینگ

اما این نوشتن است، لعنتی، نه ماشین شستن و نه کشیدن خط چشم. اگر بتوانید آن را جدی بگیرید، ما می توانیم تجارت کنیم. اگر نمی توانید یا نمی خواهید، وقت آن است که کتاب را ببندید و کار دیگری انجام دهید. ماشینو بشور شاید

استفن کینگ

ایده هر یک از داستان های این کتاب در لحظه ای باور به وجود آمد و در انفجاری از ایمان، شادی و خوش بینی نوشته شد. با این حال، آن احساسات مثبت مشابه تاریک خود را دارند و ترس از شکست فاصله زیادی با بدترین آنها دارد. بدترین - حداقل برای من - این حدس و گمان آزاردهنده است که ممکن است قبلاً همه چیزهایی را که باید بگویم گفته باشم و اکنون فقط به صدای تند صدای خودم گوش می دهم زیرا سکوت وقتی که متوقف می شود بسیار ترسناک است.

استفن کینگ

برخی از این کتاب - شاید بیش از حد - درباره نحوه یادگیری من برای انجام آن است. بسیاری از آن در مورد این بوده است که چگونه می توانید آن را بهتر انجام دهید. بقیه آن - و شاید بهترین آنها - یک برگه اجازه است: شما می توانید، باید، و اگر آنقدر شجاع باشید که شروع کنید، این کار را خواهید کرد. نوشتن سحر و جادو است، به اندازه هر هنر خلاق دیگری آب زندگی است. آب رایگان است. پس بنوش بنوشید و سیر شوید.

استفن کینگ

این یک کتاب کوتاه است زیرا بیشتر کتاب‌های مربوط به نوشتن مملو از چرندیات است.

استفن کینگ

وقتی کتاب می نویسید، روز به روز به اسکن و شناسایی درختان می پردازید. وقتی کارتان تمام شد، باید به عقب برگردید و به جنگل نگاه کنید.

استفن کینگ

کتاب هایی پر از نوشته های عالی هستند که داستان های خیلی خوبی ندارند. گاهی اوقات برای داستان بخوانید... مانند کتاب‌خوان‌هایی نباشید که این کار را نمی‌کنند. گاهی اوقات برای کلمات - زبان بخوانید. مانند افراد ایمن بازی کنید که این کار را نمی کنند. اما وقتی کتابی پیدا کردید که هم داستان خوب و هم کلمات خوب دارد، آن کتاب را ارزشمند بدانید.

استفن کینگ

کتاب ها جادویی منحصر به فرد قابل حمل هستند.

استفن کینگ

جی کی رولینگ هفت هورکراکس را خلق کرد. او بخشی از روح خود را در هر کتاب گذاشت و اکنون کتاب های او برای همیشه زنده خواهند ماند

استفن کینگ

کتاب های خوب همه رازهای خود را یکباره رها نمی کنند.

استفن کینگ

اگر شخصاً صحبت کنم، می‌توانید اسلحه من را در اختیار داشته باشید، اما وقتی انگشتان سرد و مرده‌ام را از صحافی جدا کنید، کتابم را می‌گیرید.

استفن کینگ

مردم فکر می کنند که من باید آدم خیلی عجیبی باشم. این درست نیست. من قلب یک پسر کوچک را دارم. در یک ظرف شیشه ای روی میز من است.

استفن کینگ

من یک کتاب خوان دیرخوان هستم، اما معمولاً هفتاد یا هشتاد کتاب در سال را مرور می کنم، بیشتر داستان. من برای مطالعه حرفه نمی خوانم. من می خوانم چون دوست دارم بخوانم

استفن کینگ

شما می خواهید به یاد داشته باشید که در حالی که شما در حال قضاوت کتاب هستید، کتاب نیز شما را قضاوت می کند.

استفن کینگ

زمانی که عاشق کتاب شدم، کاملاً عاشق شدم.

استفن کینگ

کتاب ها و فیلم ها مانند سیب و پرتقال هستند. هر دو میوه هستند، اما طعم آنها کاملاً متفاوت است.

استفن کینگ

اولین پیش نویس یک کتاب - حتی یک کتاب طولانی - نباید بیش از سه ماه طول بکشد، یعنی طول یک فصل.

استفن کینگ

هر کتابی که برمی‌دارید درس یا درس‌های خاص خود را دارد و اغلب کتاب‌های بد بیشتر از کتاب‌های خوب برای آموزش دارند.

استفن کینگ

من دوست دارم روزی ده صفحه بگیرم که 2,000 کلمه است. این 180,000 کلمه در یک بازه زمانی سه ماهه است، طول خوبی برای یک کتاب - چیزی که در آن خواننده می تواند با خوشحالی گم شود، اگر داستان به خوبی انجام شود و تازه بماند.

استفن کینگ

بدون کتاب داستان مثل آدمی است که روح ندارد.

استفن کینگ

من معتقدم که اولین پیش نویس یک کتاب - حتی طولانی - نباید بیش از سه ماه طول بکشد ... بیشتر از این مدت - حداقل برای من - داستان شروع به گرفتن حس غریبی خارجی می کند، مانند اعزامی از وزارت رومانی. امور عمومی، یا چیزی که در طول یک دوره فعالیت شدید لکه های خورشیدی روی موج کوتاه باند بالا پخش می شود.

استفن کینگ

فقط کتاب‌های کتابخانه‌ای با چنین شیوایی بی‌کلامی از قدرتی که داستان‌های خوب بر ما دارند صحبت می‌کنند.

استفن کینگ

کتاب های خوب نیز پس از آن قابل بررسی هستند.

استفن کینگ

کتاب ها همیشه وجود دارند، درست به همان شکلی که شما آنها را نوشتید. نمایشنامه‌ها اغلب آن‌طور که شما می‌خواهید پیش نمی‌آیند، زیرا در تئاتر، شما همیشه با همکاران درگیر هستید و آنها همیشه کار را آنطور که شما می‌بینید نمی‌بینند.

استفن کینگ

مزیت کتاب های ترسناک این است که خواننده را می برند و او را از بسته خارج می کنند و تک به تک روی او کار می کنند. این مزیت های خود را دارد زیرا افرادی که در سالن سینما حضور دارند واقعاً یک اوباش هستند. اگر یک پسر را به تنهایی بیاورید، می توانید کار موثرتری برای ترساندن او انجام دهید.

استفن کینگ

... خریداران کتاب، به طور کلی، توسط شایستگی های ادبی یک رمان جذب نمی شوند: خریداران کتاب یک داستان خوب می خواهند... چیزی که ابتدا آنها را مجذوب خود کند، سپس آنها را جذب کند و آنها را ورق بزند.

استفن کینگ

هر وقت کتابی را منتشر می کنم، احساس می کنم تله ای هستم که توسط ایروکوئی ها گرفتار شده است. همه آنها با Tomahawks ردیف شده اند، و ایده این است که با سرتان پایین بدوید، و همه می توانند تاب بخورند. آنها به سر، پشت، الاغ و توپ های شما ضربه می زنند.

استفن کینگ

من ایده ای دارم که کتاب چگونه تمام می شود، اما به ندرت آنطور که فکر می کنم تمام می شود.

استفن کینگ

لازم نیست هر کتابی مملو از نمادگرایی، کنایه یا زبان موسیقایی باشد، اما به نظر من هر کتابی - حداقل هر کتابی که ارزش خواندن دارد - درباره چیزی است.

استفن کینگ

شما باید به جایی بروید که کتاب شما را هدایت می کند.

استفن کینگ

بازگشت به بالای نقل قول های استیون کینگ در مورد نوشتن

نقل قول در مورد نویسنده بودن

اشتیاق استیون کینگ به نوشتن راه را برای نویسنده ای که امروز تبدیل شد هموار کرد. سبک منحصر به فرد نوشتن او، همراه با تخیل قدرتمند او، به او کمک کرد تا کتاب های پرفروشی تولید کند که بسیاری از طرفداران آن را برای بازخوانی دوباره جذب می کنند. البته، او از سختی ها در امان نبود، بنابراین می توان گفت که او آنچه را که بیشتر نویسندگان در مورد هنر خود احساس می کنند، درک می کند و با آن ارتباط دارد.

اگر نویسنده ای هستید که به دنبال انگیزه برای دنبال کردن یا ادامه هنر خود هستید، از مجموعه نقل قول های استیون کینگ در مورد نویسنده بودن در زیر لذت ببرید.

هم رولینگ و هم مایر، آنها مستقیماً با جوانان صحبت می کنند. ... تفاوت واقعی این است که جو رولینگ نویسنده فوق‌العاده‌ای است و استفنی مایر نمی‌تواند ارزش یک خرافات را بنویسد. اون خیلی خوب نیست

استفن کینگ

توصیف در تخیل نویسنده شروع می شود، اما باید در تخیل خواننده تمام شود.

استفن کینگ

اگر می‌خواهید نویسنده باشید، باید دو کار را بیش از همه انجام دهید: زیاد بخوانید و زیاد بنویسید... خواندن مرکز خلاق زندگی یک نویسنده است... نمی‌توانید امیدوار باشید که با نیروی نوشته‌تان دیگران را از بین ببرید. تا زمانی که برای شما انجام شود.

استفن کینگ

نویسنده برای شروع باید تخیل خوبی داشته باشد، اما تخیل باید عضلانی باشد، به این معنی که باید به شیوه ای منظم، روز به روز، با نوشتن، شکست، موفقیت و تجدید نظر تمرین کرد.

استفن کینگ

اگر به‌تازگی به‌عنوان نویسنده شروع کرده‌اید، می‌توانید بدتر از این کار کنید که سیم برق تلویزیون خود را بردارید، یک سنبله دور آن بپیچید و سپس آن را دوباره به دیوار بچسبانید. ببینید چه ضرباتی و تا کجا. فقط یک ایده

استفن کینگ

رئوس مطالب آخرین منبع داستان نویسان بدی است که به خدا ای کاش پایان نامه های کارشناسی ارشد می نوشتند.

استفن کینگ

آیا باید هر بار و هر بار جملات کامل بنویسید؟ فکر را نابود کن اگر کار شما فقط از قطعات و بندهای شناور تشکیل شده باشد، پلیس گرامر نمی‌آید و شما را می‌برد. حتی ویلیام استرانک، آن موسولینی بلاغت، به انعطاف پذیری لذیذ زبان پی برد. او می نویسد: «این یک مشاهده قدیمی است که بهترین نویسندگان گاهی اوقات قواعد بلاغت را نادیده می گیرند. با این حال، او این فکر را اضافه می‌کند، که من از شما می‌خواهم آن را در نظر بگیرید: «تا زمانی که او مطمئن نباشد که کارش خوب است، [نویسنده] احتمالاً بهترین کار را برای پیروی از قوانین انجام می‌دهد».

استفن کینگ

اگر می خواهید نویسنده شوید، باید دو کار را بیش از همه انجام دهید: زیاد بخوانید و زیاد بنویسید. هیچ راهی برای دور زدن این دو چیز وجود ندارد که من از آن آگاه هستم، هیچ میانبری.

استفن کینگ

بخشی از عملکرد من به عنوان یک نویسنده این است که رویای بیداری را ببینم. و معمولا این اتفاق می افتد. اگر صبح به نوشتن بنشینم، در ابتدای آن جلسه نوشتن و پایان آن جلسه، حواسم هست که دارم می نویسم. من از اطرافم آگاهم این مانند خواب کم عمق در دو طرف است، زمانی که به رختخواب می روید و زمانی که از خواب بیدار می شوید. اما این وسط دنیا رفته است و من می توانم بهتر ببینم.

استفن کینگ

من سلامی نویس هستم. سعی می‌کنم سالامی خوب بنویسم، اما سالامی سلامی است.

استفن کینگ

اگر انتظار دارید به عنوان یک نویسنده موفق شوید، بی ادبی باید دومین نگرانی شما باشد. کمتر از همه باید جامعه مودب و انتظارش باشد. اگر قصد دارید تا جایی که می توانید صادقانه بنویسید، به هر حال روزهای شما به عنوان عضوی از جامعه مؤدب به شماره افتاده است.

استفن کینگ

هنگامی که یکی از طرفداران از او پرسید که چگونه می توان نویسنده شد، استیون کینگ پاسخ داد: «بنویس.

استفن کینگ

این ایده که تلاش خلاقانه و مواد تغییر دهنده ذهن در هم تنیده شده اند، یکی از اسطوره های بزرگ پاپ-روشنفکری زمان ما است. نویسندگان سوءمصرف مواد فقط سوء مصرف کنندگان مواد هستند - به عبارت دیگر مشروبات الکلی و مواد مخدر رایج در باغ. هر ادعایی مبنی بر اینکه مواد مخدر و الکل برای کسل‌کردن حساسیت‌های ظریف‌تر ضروری هستند، فقط یک مزخرف معمولی است. من شنیده ام که رانندگان برف روب الکلی نیز همین ادعا را دارند، که برای آرام کردن شیاطین مشروب می نوشند.

استفن کینگ

من نمی‌خواهم خیلی تحقیرآمیز درباره نسل خودم صحبت کنم (در واقع می‌گویم، ما این شانس را داشتیم که دنیا را تغییر دهیم و به جای آن شبکه خرید خانگی را انتخاب کردیم)، اما در بین نویسندگان دانشجویی که در آن زمان می‌شناختم این دیدگاه وجود داشت که نوشتن خوب به طور خود به خود، در طغیان احساسی که باید فوراً درگیر می شد، به وجود آمد. وقتی آن پلکان بسیار مهم را به سوی بهشت ​​می ساختید، نمی توانستید فقط با چکش در دست بایستید.

استفن کینگ

من بیشتر دوست دارم داستان کوتاه بنویسم زیرا هرگز نویسنده ای را ندیدم که تنبل نباشد. و یک داستان کوتاه، طبق تعریف خود، کوتاه است. این چیزی است که به طور کلی بسته به اینکه چقدر برای شما خوب است، می توانید در عرض یک هفته تا دو هفته به نتیجه برسید. اما، در عین حال، همین رضایت را از خلق یک جهان کامل می دهد.

استفن کینگ

نویسندگان می نویسند. همه چیز همین است. به همین سادگی و به همان اندازه پیچیده است.

استفن کینگ

یادداشت نمی کنم؛ من طرح کلی نمی کنم، من چنین کاری انجام نمی دهم. من فقط از این لعنتی دور می شوم. من سلامی نویس هستم. سعی می‌کنم سالامی خوب بنویسم، اما سالامی سلامی است. شما نمی توانید آن را به عنوان خاویار بفروشید.

استفن کینگ

در ذهنم احساس بهتری دارم چون کاری را انجام می دهم که خدا مرا به انجامش رسانده است. گفت: استیو برو کتاب بنویس و خوشحال می شوی. من الان خوشحالم و این روی زندگی من و رابطه من با همسر و فرزندانم و حتی دوستانم تأثیر گذاشته است. من همیشه دوست داشتم نویسنده باشم.

استفن کینگ

من یک نویسنده موقعیت هستم. موقعیتی به من می دهی، مثل اینکه نویسنده ای تصادف می کند، پایش می شکند، طرفدار شماره یکش او را ربوده و در کابینی نگه می دارد و مجبور می شود کتابی بنویسد - همه چیز دیگر از آنجا سرچشمه می گیرد. شما واقعاً مجبور نیستید وقتی این ایده را دارید کار کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که به نوعی از چیزی در داخل دیکته بگیرید.

استفن کینگ

بیشتر کتاب‌های مربوط به نوشتن مملو از چرندیات هستند. نویسندگان داستان، از جمله شرکت فعلی، چیز زیادی از کاری که انجام می‌دهند نمی‌دانند - نه اینکه چرا وقتی خوب است کار می‌کند، نه اینکه چرا وقتی بد است نمی‌دانند.

استفن کینگ

خوانندگان دارای وفاداری هستند که در هیچ جای دیگری در هنرهای خلاق قابل مقایسه نیست، و این توضیح می دهد که چرا بسیاری از نویسندگانی که بنزینشان تمام شده است می توانند به هر حال با کلمات جادویی AUTHOR OF روی جلد کتاب هایشان به فهرست پرفروش ها ادامه دهند. .

استفن کینگ

اگر نویسنده‌ای بداند دارد چه می‌کند، من با هم می‌روم. اگر او این کار را نکند... خب، من اکنون در پنجاه سالگی هستم و کتاب های زیادی در آنجا وجود دارد. وقت ندارم با بدنویسی ها تلف کنم.

استفن کینگ

چگونه می شود که نویسنده ای که حتی خیلی خوب نیست - و می توانم بگویم که من چهار یا پنج کتاب او را خوانده ام - صاحب سرنوشت جهان می شود؟ یا از کل کیهان؟» اگر او خیلی خوب نیست، چرا روی یکی متوقف نشدی؟» خانم تاسنبام لبخند زد. «لمس. او خواندنی است، من آن را به او می دهم - داستان خوبی می گوید.

استفن کینگ

فکر می‌کنم بهترین نویسنده‌ها خوانندگان مشتاقی هستند که آهنگ‌ها و حس روایت را از طریق تعدادی کتاب مختلف دریافت می‌کنند. و شاید با کپی برداری از سبک نویسندگانی که واقعاً شما را از پا درآورده اند، شروع می کنید.

استفن کینگ

من اولین کسی نیستم که این را گفته است - هیچ نویسنده ای هرگز احساس نمی کند که اجرای یک کتاب با ایده آن کتاب مطابقت دارد. اعدام همیشه کوتاه است.

استفن کینگ

من می خواهم خواننده را درگیر کنم. من یک نویسنده احساسی هستم، به این معنا که خوشحال می‌شوم اگر کتابی را برای بخش فکری یا ذهنی آن دوباره بخوانی، اما، اولین بار، فقط دوست دارم دستم را دراز کنم و تو را بگیرم، تو را بکشم. در

استفن کینگ

بازگشت به بالای نقل قول های استیون کینگ در مورد نوشتن

نقل قول های استیون کینگ در مورد استعداد

هیچ کس نمی تواند استعداد استفن کینگ را در حرفه خود انکار کند. اگر کسی به الهام گرفتن نیاز داشته باشد، به ویژه زمانی که با استعدادی که باید دنبال کند، در تضاد است، سخنان استیون کینگ می تواند به ابزار ارزشمندی تبدیل شود. نقل قول های استیون کینگ در مورد استعداد فقط در مورد ادبیات یا نویسندگی خلاق نیست، زیرا بسیاری می توانند آن را در زمینه های دیگر به کار ببرند.

اگر برای دنبال کردن حرفه خود یا بهبود استعداد خود به کمی فشار نیاز دارید، فهرست نقل قول های زیر را ببینید.

استعداد ارزان تر از نمک خوراکی است. چیزی که فرد با استعداد را از فرد موفق جدا می کند، کار سخت است.

استفن کینگ

نظم و انضباط و کار مداوم، سنگ‌هایی هستند که چاقوی کسل‌کننده استعداد را بر آن می‌کوبند تا آن‌قدر تیز شود، امیدوارم حتی سخت‌ترین گوشت‌ها و کباب‌ها را هم از بین ببرد.

استفن کینگ

استعداد هرگز ثابت نیست. همیشه در حال رشد یا مرگ است.

استفن کینگ

کتاب بخش مهمی نیست. کتاب سیستم تحویل است. بخش مهم داستان و استعداد است.

استفن کینگ

ما دوست داریم به این فکر کنیم که چقدر باهوش هستیم. اما من فکر می‌کنم استعداد به‌عنوان یک نویسنده به سختی در آن وجود دارد، همه چیز وجود دارد، حداقل عناصر اصلی آن. شما نمی توانید آن را تغییر دهید تا اینکه بتوانید انتخاب کنید راست دست باشید یا چپ.

استفن کینگ

میدونی استعداد چیه؟ نفرین انتظار. به عنوان یک کودک باید با آن کنار بیایید، به نوعی آن را شکست دهید. اگر بتوانید بنویسید، فکر می کنید خدا شما را روی زمین قرار داده تا شکسپیر را منفجر کند. یا اگر می‌توانید نقاشی کنید، شاید فکر می‌کنید - من این کار را کردم - که خدا تو را روی زمین گذاشت تا پدرت را منفجر کند.

استفن کینگ

استعداد هنری بسیار رایج تر از استعداد پرورش استعداد هنری است.

استفن کینگ

قبلاً گفته ام و باز هم می گویم. وقتی چیزی را پیدا می کنید که در آن استعداد دارید، آن کار را انجام می دهید (هر چه هست) تا زمانی که از انگشتانتان خونریزی کند یا چشمانتان از سرتان بیرون بزند.

استفن کینگ

استعداد یک کالای وحشتناک ارزان است، ارزانتر از نمک خوراکی. چیزی که فرد با استعداد را از فرد موفق جدا می کند، تلاش و مطالعه زیاد است. یک فرآیند ثابت از صیقلی کردن استعداد چاقوی کسل کننده ای است که تا زمانی که با قدرت زیاد از آن استفاده نشود، هیچ چیز را نمی برید.

استفن کینگ

هیچ چیز به اندازه گرسنگی انسانی نیست. هیچ آفرینشی بدون استعداد وجود ندارد، من آن را به شما می دهم، اما استعداد ارزان است. استعداد به التماس می رود. گرسنگی پیستون هنر است.

استفن کینگ

استعداد کل ایده تمرین را بی معنی می کند. وقتی چیزی پیدا می‌کنید که در آن استعداد دارید، آن را انجام می‌دهید (هر چه که باشد) تا زمانی که از انگشتانتان خون بیفتد یا چشمانتان آماده سقوط از سرتان شوند. حتی وقتی کسی گوش نمی‌دهد (یا نمی‌خواند یا تماشا می‌کند)، هر گردشی یک اجرای شجاعانه است، زیرا شما به عنوان خالق خوشحال هستید. شاید حتی وجد.

استفن کینگ

اعتقاد به ماوراء طبیعی یا اعتقاد به استعدادهای وحشی مانند پیش‌شناخت، تله پاتی و تله‌کینزی و چیزهایی از این قبیل، به نظر من باور به آن چیزها بسیار بسیار آزادکننده است.

استفن کینگ

من سال‌های زیادی را سپری کرده‌ام - فکر می‌کنم خیلی زیاد - از آنچه می‌نویسم خجالت می‌کشم. فکر می‌کنم چهل ساله بودم قبل از اینکه بفهمم تقریباً هر نویسنده داستان یا شعری که تا به حال یک خط منتشر کرده است توسط کسی متهم شده است که استعداد خدادادی خود را هدر داده است. اگر بنویسید (یا نقاشی کنید یا برقصید یا مجسمه‌سازی کنید یا بخوانید، فکر می‌کنم)، کسی سعی می‌کند در مورد آن احساس بدی به شما بدهد، همین.

استفن کینگ

استعداد چیز فوق‌العاده‌ای است، اما ترک آن را به همراه نخواهد داشت.

استفن کینگ

نویسندگان همه چیز را به خاطر می آورند ... به خصوص دردها را. نویسنده‌ای را برهنه کنید، به زخم‌ها اشاره کنید، و او داستان هر یک از آثار کوچک را برایتان تعریف می‌کند. از بزرگ‌ها رمان می‌گیرید. اگر می خواهید نویسنده شوید، اندکی استعداد چیز خوبی است، اما تنها شرط واقعی این است که داستان هر زخم را به خاطر بسپارید. هنر شامل تداوم حافظه است.

استفن کینگ

اگر می خواهید نویسنده شوید، اندکی استعداد چیز خوبی است. اما تنها نیاز واقعی، توانایی به خاطر سپردن هر جای زخم است.

استفن کینگ

بازگشت به بالای نقل قول های استیون کینگ در مورد نوشتن

نقل قول در مورد شخصیت

وقتی صحبت از شاهکارهای استیون کینگ به میان می‌آید، خوانندگان و نویسندگان چیزهای زیادی می‌توانند درباره او ستایش کنند. با این حال، بهترین چیز این است که او چگونه شخصیت هایش را می سازد. در طول سال‌ها، او دائماً شخصیت‌هایی خلق می‌کرد که بسیاری از مردم می‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند، زیرا آنها را بر اساس افراد عادی بنا کرد. آن‌ها انسان‌های ناقصی هستند که پیشینه‌هایی به آن‌ها کمک می‌کند تا به هدف نهایی برسند.

آیا شما نویسنده ای هستید که می خواهید فرمول استفان در نوشتن شخصیت ها را بدانید؟ فهرست زیر نقل قول‌های او را نشان می‌دهد، چیزی که می‌توانید ارزش فوق‌العاده‌ای پیدا کنید.

من از نزدیک با شخصیت ها همذات پنداری می کنم. در همان زمان که بیرون هستم، می نویسم، درونم نیز هست، تجربه می کنم و این می تواند بسیار ناراحت کننده باشد.

استفن کینگ

وقتی کار روی پروژه ای را شروع می کنم، متوقف نمی شوم و سرعتم را کاهش نمی دهم مگر اینکه کاملاً مجبور باشم. اگر من هر روز ننویسم، شخصیت‌ها در ذهن من کم‌کم می‌مانند – آنها به جای شخصیت‌های واقعی، شبیه شخصیت‌ها به نظر می‌رسند. لبه برش روایی داستان شروع به زنگ زدن می کند و من شروع به از دست دادن تسلطم بر طرح و سرعت داستان می کنم. بدتر از همه، هیجان چرخیدن چیزی جدید شروع به محو شدن می کند. کار شروع به کار می کند و برای اکثر نویسندگان این حس مرگ است.

استفن کینگ

داستان تنها چیزی است که مهم است. هر چیز دیگری به خودی خود رسیدگی خواهد کرد. مثل چیزی است که بولرها می گویند. شما می شنوید که نویسندگان درباره شخصیت یا موضوع یا حال و هوا یا حالت یا تنش یا شخص صحبت می کنند. اما بول‌بازها می‌گویند، اگر قطعات یدکی را بسازید، اعتصاب‌ها از خودشان مراقبت می‌کنند. اگر بتوانید داستان بگویید، همه چیز ممکن می شود. اما بدون داستان، هیچ چیز ممکن نیست، زیرا هیچ کس نمی خواهد در مورد شخصیت های حساس شما بشنود اگر اتفاقی در داستان رخ نمی دهد. و همین امر در مورد خلق و خو نیز صادق است. داستان تنها چیزی است که مهم است.

استفن کینگ

این دیالوگ است که به بازیگران شما صدای آنها را می دهد و در تعیین شخصیت آنها بسیار مهم است.

استفن کینگ

وقتی شروع می کنید، بسیار سرد است، یک کار غیرممکن. اما ممکن است شخصیت‌ها کمی زندگی را به خود بگیرند، یا داستان به سمتی می‌رود که شما انتظارش را ندارید... برای من این اتفاق زیاد می‌افتد، زیرا من طرح کلی نمی‌دهم، فقط یک تصور مبهم دارم. بنابراین همیشه احساس می شود که کمتر ساخته شده و بیشتر یک چیز پیدا شده است. این هیجان انگیز است. این یک هیجان است.

استفن کینگ

من می گویم نقشه کشیدن برای من سخت ترین کار است. شخصیت پردازی فقط سخت است زیرا گاهی اوقات احساس می کنم آنقدر به آن علاقه مند می شوم که می خواهم بیش از حد در مورد شخصیت ها صحبت کنم و این باعث کندی داستان می شود. بنابراین من می گویم: "هی، مردم می خواهند بفهمند که بعداً چه اتفاقی قرار است بیفتد، آنها نمی خواهند به صحبت های شما در مورد این یا آن شخص گوش دهند." اما من فکر می کنم که حتی آن آدم بد هم سزاوار این است که طرف ماجرا را بگوید.

استفن کینگ

بیشتر گوتیک‌ها رمان‌هایی هستند که بیش از حد طرح‌ریزی شده‌اند که موفقیت یا شکست آن‌ها به توانایی نویسنده در وادار کردن شما به باور شخصیت‌ها و مشارکت در حال و هوا بستگی دارد.

استفن کینگ

پو اولین نویسنده‌ای بود که درباره شخصیت‌های اصلی که آدم‌های بد یا دیوانه بودند نوشت، و اینها برخی از داستان‌های مورد علاقه من هستند.

استفن کینگ

من سعی می کنم برای شخصیت هایم همدردی ایجاد کنم، سپس هیولاها را رها کنم.

استفن کینگ

بازگشت به بالای نقل قول های استیون کینگ در مورد نوشتن

حرفه نویسندگی کینگ بیش از 40 سال طول می کشد و او همچنان به ارائه برتری خود از طریق آثار داستانی خود ادامه می دهد. سبک نوشتن، انتخاب شخصیت و تکنیک های داستان نویس استاد، محتوای او را جذاب و جذاب می کند. علاوه بر این، تأثیر او فراتر از آثار ادبی او است - نقل قول های استیون کینگ در مورد نوشتن برخی از کلمات مورد تقاضای امروزی هستند.

به غیر از این نقل قول های استیون کینگ برای نوشتن نیاز بیشتری دارید؟ مجموعه نقل قول های ما در مورد نوشته های دیگر نویسندگان را بررسی کنید اینجا کلیک نمایید.

درباره نویسنده

دیوید هریس یک نویسنده محتوا در Adazing با 20 سال تجربه در مسیریابی در دنیای همیشه در حال تحول انتشار و فناوری است. ویراستار بخش‌های برابر، علاقه‌مند به فناوری، و خبره کافئین، او دهه‌ها را صرف تبدیل ایده‌های بزرگ به نثر جلا داده است. تخصص دیوید به‌عنوان یک نویسنده فنی سابق برای یک شرکت نرم‌افزاری انتشارات مبتنی بر ابر و یک روح‌نویس بیش از 60 کتاب، دقت فنی و داستان‌سرایی خلاقانه را در بر می‌گیرد. در Adazing، او مهارتی در وضوح و عشق به کلام نوشتاری را برای هر پروژه به ارمغان می آورد - در حالی که هنوز به دنبال میانبر صفحه کلید است که قهوه او را دوباره پر می کند.

تبلیغات MBA=18