نقل قول های جوآن دیدیون در مورد نوشتن: مجموعه کامل

نقل قول های جوآن دیدون در مورد نوشتن
by دیوید هریس // ژوئن 6  

برای نویسندگان، تلاش برای ایجاد نام در حوزه انتخابی خود است. جوآن دیدیون، با این حال، موفق شد در سه زمینه حرفه خود به موفقیت دست یابد. حرفه سه جانبه او شامل گزارش، داستان و فیلمنامه نویسی- همه اینها صدای بی باک و متمایز او را نشان می داد. او بیش از یک شخصیت الهام بخش برای نویسندگان و طرفداران است: او یکی از مهم ترین نویسندگان نسل خود است، به طور دقیق یک نماد فرهنگی است. استعداد جوآن دیدیون در نویسندگی شهرت او را تثبیت کرد و از طریق نقل قول های خود نویسندگان مشتاق و حرفه ای را تشویق کرد.

جوآن دیدیون، رمان‌نویس، مقاله‌نویس و فیلمنامه‌نویس آمریکایی، متولد 5 دسامبر 1934 در ساکرامنتو، کالیفرنیا، به‌عنوان کودکی ترسو و کتاب‌خوان بزرگ شد. با این حال، او در نهایت از طریق سخنرانی در جمع و بازیگری بر کمرویی خود غلبه کرد. در همین حال، ارنست همینگوی و جوزف کنراد در دوران نوجوانی او عمیقاً تأثیر گذاشتند. زندگی دانشگاهی دیدیون در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، به اشتیاق او برای نوشتن دامن زد. دستاوردهای اولیه او شامل برنده شدن یک مقام به عنوان ویراستار داستانی مهمان برای مجله مادمازل در سال جوانی و یک مسابقه مقاله تحت حمایت مجله ووگ در سال آخر زندگی اش است.

شناخته‌شده‌ترین آثار دیدیون شامل دو مجموعه مقاله‌های پیشگامانه با نام‌های «خمیدن به سوی بیت‌لحم» و «آلبوم سفید» است. و رمانی به نام «آنطور که می‌شود بازی کن». نوشته‌های او سبک نثر روشن و انقلابی او را در زمان خود نشان می‌داد و خوانندگان و نویسندگان را ترغیب می‌کرد که از احساسات یا داستان‌های پیچیده خود دوری نکنند. بیش از آن، نقل قول‌های جوآن دیدیون در مورد نویسندگی و سایر جنبه‌های مرتبط، برای چندین دهه به عنوان ستونی برای بسیاری از مردم عمل کرد و ارتباط او را به عنوان یک نویسنده تثبیت کرد.

نقل قول های جوآن دیدیون در مورد نویسندگی

کارهای دیدیون بی نظیر و قابل توجه بود. او نوشتن را در سنین جوانی شروع کرد و سبکی که مادرش به او ارائه کرده بود را تمرین کرد. ارنست همینگوی نیز بر آثار او تأثیر گذاشت و از قرار دادن کلمات خود به عنوان مبنای سبک نوشتاری متمایز خود استفاده کرد. چیزی که باعث برجسته شدن رمان‌ها و مقالات او در میان دیگران شد، این بود که او چگونه فروپاشی اخلاق و هرج و مرج فرهنگی آمریکا را بررسی کرد. او یکی از شناخته‌شده‌ترین نثرنویسان زمان ماست، بنابراین نقل قول‌های جوآن دیدیون در مورد نویسندگی بدون شک چیزی است که در طول زمان ارزشمند خواهید یافت.

من کاملاً می نویسم تا بفهمم به چه فکر می کنم، به چه چیزی نگاه می کنم، چه می بینم و معنی آن چیست. از چه می خواهم و از چه می ترسم.

جوآن دییدون

داستان های کوتاه نیاز به آگاهی خاصی از مقاصد خود، محدود کردن تمرکز دارد.

جوآن دییدون

اگر دسترسی محدودی به ذهن خود داشتم، دلیلی برای نوشتن وجود نداشت.

جوآن دییدون

ما برای خودمان قصه می‌گوییم تا زندگی کنیم.

جوآن دییدون

تغییر ساختار یک جمله، معنای آن جمله را تغییر می‌دهد، همان‌طور که موقعیت دوربین، معنای شی عکس گرفته شده را تغییر می‌دهد.

جوآن دییدون

اگرچه از پنج سالگی احساس می‌کردم مجبور به نوشتن چیزهایی هستم، اما شک دارم که دخترم هرگز چنین کند، زیرا او کودکی بی‌نظیر و پذیرنده است، از زندگی دقیقاً همانطور که زندگی به او نشان می‌دهد لذت می‌برد، و از خوابیدن نمی‌ترسی. و از بیدار شدن نمی ترسم نگهبانان نوت بوک خصوصی کلاً نژاد متفاوتی هستند، بازآرایی کنندگان تنها و مقاوم اشیا، بداخلاقی های مضطرب، کودکانی که ظاهراً در بدو تولد دچار نوعی احساس از دست دادن شده اند.

جوآن دییدون

نگهبانان نوت بوک خصوصی کلاً نژاد متفاوتی هستند، بازآرایی کنندگان تنها و مقاوم اشیا، بداخلاقی های مضطرب، کودکانی که ظاهراً در بدو تولد دچار نوعی احساس از دست دادن شده اند.

جوآن دییدون

تا زمانی که آن را ننویسم نمی دانم چه فکری می کنم.

جوآن دییدون

من برای کاتارسیس نمی نویسم. باید بنویسم تا بفهمم

جوآن دییدون

انگیزه نوشتن چیزها یک انگیزه خاص اجباری است، غیرقابل توضیح برای کسانی که آن را به اشتراک نمی گذارند، فقط به طور تصادفی مفید است، فقط در مرحله دوم، به گونه ای که هر اجباری سعی در توجیه خود دارد. من فرض می کنم که از گهواره شروع می شود یا نمی شود.

جوآن دییدون

ما می نویسیم تا بفهمیم چه فکر می کنیم.

جوآن دییدون

داستان نویسی برای من یک تجارت پر دردسر است، حداقل در نیمه اول رمان، و گاهی در تمام طول رمان، موقعیتی برای هراس روزانه. روند کار با نوشتن داستان غیرداستانی کاملاً متفاوت است. باید هر روز بنشینی و جبران کنی.

جوآن دییدون

نوشتن آثار غیرداستانی بیشتر شبیه مجسمه سازی است، موضوعی برای شکل دادن به تحقیق در مورد تمام شده.

جوآن دییدون

نوشتن من یک فرآیند بازنویسی است، بازگشت به عقب و تغییر و پر کردن. در فرآیند بازنویسی شما کشف می‌کنید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، و به عقب برمی‌گردید و آن را به آن نقطه می‌رسانید.

جوآن دییدون

به نوعی نوشتن همیشه به نظر من دارای عنصر اجرایی بوده است.

جوآن دییدون

انگیزه نوشتن زیاد دلتنگی است. شما سعی می کنید به خانه برگردید و در نوشته خود به آن خانه استناد می کنید، بنابراین دلتنگی را برطرف می کنید.

جوآن دییدون

وقتی می نویسم به ذهنم خطور می کند که این «نور سفید» که معمولاً به صورت فرورفته ارائه می شود (شواهدی از زندگی پس از مرگ، قدرت بالاتر)، در واقع دقیقاً با کمبود اکسیژنی که با کاهش جریان خون به مغز رخ می دهد مطابقت دارد. کسانی که فشار خونشان کاهش یافته است، در مورد آن لحظه قبل از غش می گویند: «همه چیز سفید شد».

جوآن دییدون

وقتی شروع به نوشتن این صفحات کردم، فکر می‌کردم موضوع آن‌ها کودکان هستند، آن‌هایی که داریم و آرزو می‌کنیم داشته باشیم، روش‌هایی که از طریق آن به فرزندانمان وابسته‌ایم تا به ما وابسته باشند، روش‌هایی که از طریق آنها آنها را تشویق می‌کنیم که بچه بمانند. روش هایی که آنها برای ما ناشناخته تر از آشنایان معمولی خود باقی می مانند. روش هایی که در آنها به همان اندازه برای آنها مبهم باقی می مانند.

جوآن دییدون

اولین دفترچه من یک تبلت Big Five بود که مادرم [در پنج سالگی] به من داد و با این پیشنهاد معقول که ناله را کنار بگذارم و یاد بگیرم با نوشتن افکارم خود را سرگرم کنم.

جوآن دییدون

برای من نوشتن همیشه راهی است برای رسیدن به نوعی درک که غیر از این نمی توانم به آن برسم. این شما را مجبور می کند فکر کنید. این شما را مجبور می کند که کار را به پایان برسانید. هیچ چیز به راحتی به ما نمی رسد.

جوآن دییدون

کشف هنوز در نوشتن اتفاق می افتد. شما در داستان های غیرداستانی با چیزهای بیشتری شروع می کنید، زیرا تمام اکتشافات منتظر انجام شدن نیستند. شما بخشی از آن را در تحقیق انجام داده اید. همانطور که عمیق‌تر به یک قطعه می‌روید و بیشتر تحقیق می‌کنید، یادداشت‌ها در جهت قطعه قرار می‌گیرند – در واقع در حال نوشتن آن هستید.

جوآن دییدون

همیشه نکته ای در نوشتن یک قطعه وجود دارد که من در اتاقی می نشینم که به معنای واقعی کلمه با استارت های غلط نوشته شده است و نمی توانم کلمات را یکی پس از دیگری بیان کنم و تصور کنم که دچار سکته ای کوچک شده ام که ظاهراً آسیب ندیده اما در واقع آفازی دارم.

جوآن دییدون

اگر می‌خواهید بفهمید که به چه چیزی فکر می‌کنید، باید به نوعی روی آن کار کنید و آن را بنویسید. و تنها راه حل برای من نوشتن آن است.

جوآن دییدون

در کل نمی خواهم زیاد به این فکر کنم که چرا چیزی را که می نویسم می نویسم. اگر بدانم دارم چه کار می کنم ... نمی توانم آن را انجام دهم.

جوآن دییدون

باید مواقعی پیش بیاید که همه زمانی می نویسند که احساس می کنند از نوشتن طفره می روند.

جوآن دییدون

من خودم عاشق خواندن آن رمان‌های ویکتوریایی هستم که ادامه دارند و شما آنها را در یک جلسه نمی‌خوانید. ممکن است در طول تابستان یکی را بخوانید، اما این چیزی نیست که من می‌خواهم بنویسم.

جوآن دییدون

اگر خواننده نداشته باشم نمی توانم بنویسم. بیش از آن که یک بازیگر بتواند بازی بدون تماشاگر را تصور کند.

جوآن دییدون

وقتی شما در حال نوشتن داستان هستید، لزوماً یادداشت ندارید. شما آن را حکاکی نمی کنید، مثل یک مجسمه نیست، بیشتر شبیه آب رنگ است.

جوآن دییدون

نوشتن عبارت است از گفتن "من"، تحمیل خود به دیگران، گفتن "به من گوش کن، آن را به روش من ببین، نظرت را عوض کن."

جوآن دییدون

من چهار پنج ساله بودم و مادرم یک تبلت بزرگ مشکی به من داد، زیرا من مدام شکایت می کردم که حوصله ام سر رفته است. او گفت: «پس چیزی بنویس. سپس می توانید آن را بخوانید.» در واقع، من به تازگی خواندن را یاد گرفته بودم، بنابراین این یک نوع لحظه هیجان انگیز بود. این ایده که من می توانم چیزی بنویسم - و سپس آن را بخوانم!

جوآن دییدون

وقتی می نویسید، همیشه بخش سختی از خودتان را فاش می کنید. ممکن است بخشی از خودتان آنقدر سخت به نظر نرسد – بخش‌هایی وجود دارد که سخت‌تر به نظر می‌رسند – اما در واقع، همه آن‌ها دشوار هستند، و شما به نوعی به انجام آن عادت می‌کنید. این به نوعی ماهیت چیز است.

جوآن دییدون

فکر می‌کنید استعداد پایداری دارید که صرفنظر از آنچه می‌نویسید، نشان داده می‌شود، و اگر به نظر می‌رسد که یک بار به مخاطب منتقل نمی‌شود، نمی‌توانید آن لحظه را تصور کنید که ناگهان این اتفاق بیفتد.

جوآن دییدون

قبل از شروع کار بر روی کامپیوتر، نوشتن یک قطعه مانند چیزی است که هر روز درست می‌کنم، مطالب را می‌گیرم و هرگز نمی‌دانیم که قرار است بعداً به کجا بروید. با کامپیوتر کمتر شبیه نقاشی بود و بیشتر شبیه مجسمه سازی بود، جایی که شما با یک بلوک از چیزی شروع می کنید و سپس شروع به شکل دادن به آن می کنید.

جوآن دییدون

رمان ها مانند نقاشی هستند، به ویژه آبرنگ. هر ضربه ای که می گذارید باید با آن ادامه دهید. البته می توانید بازنویسی کنید، اما سکته های اصلی هنوز در بافت چیز وجود دارد.

جوآن دییدون

چیزی که در مورد جمله اول خیلی سخت است این است که شما در آن گیر کرده اید. همه چیزهای دیگر از آن جمله خارج می شود. و تا زمانی که دو جمله اول را بیان کردید، گزینه های شما تمام شده اند.

جوآن دییدون

نقل قول های جوآن دیدیون درباره کتاب ها

برای دیدیون، خواندن کتاب، رمان، مقاله یا داستان غیرداستانی بخشی ضروری از زندگی است که فراتر از یک سرگرمی ساده است. وقتی بزرگ شد، با اضطراب اجتماعی روبرو شد که عاملی در مبارزه او برای دوستیابی یا توسعه روابط شد. از این رو، او بیشتر دوران اولیه زندگی خود را صرف کتاب و یادگیری کرد. عشق او به خواندن در فهرست خواندنی‌هایی که در دفترچه‌اش نوشته است مشهود است، که نشان‌دهنده بهترین نوشته‌های قرن بیستم است، آثار کلاسیک از ارنست همینگوی تا امیلی برونته.

اگر به دنبال نقل قول های جوآن دیدیون در مورد کتاب هستید، انتخاب زیر نشان دهنده عشق او به کتاب است.

وقتی روی کتابی کار می کنم، مدام جملات خودم را دوباره تایپ می کنم. هر روز به صفحه اول برمی گردم و فقط آنچه را که دارم دوباره تایپ می کنم. من را وارد یک ریتم می کند.

جوآن دییدون

یکی دیگر از کارهایی که باید انجام دهم، وقتی به پایان کتاب نزدیک می‌شوم، این است که با آن در یک اتاق بخوابم… به نوعی کتاب وقتی که دقیقاً در کنارش می‌خوابید، شما را رها نمی‌کند.

جوآن دییدون

گاهی اوقات من پنجاه، شصت صفحه در یک چیزی می مانم و هنوز یک شخصیت را "X" می نامم. تا زمانی که کاراکترها شروع به صحبت نکنند، تصور چندانی از اینکه شخصیت ها چه کسانی هستند، ندارم. سپس شروع به دوست داشتن آنها می کنم. وقتی کتاب را تمام می کنم، آنقدر آنها را دوست دارم که می خواهم با آنها بمانم. من نمی خواهم آنها را هرگز ترک کنم.

جوآن دییدون

من کتابی را شروع می‌کنم و می‌خواهم آن را کامل کنم، می‌خواهم به هر رنگی تبدیل شود، می‌خواهم دنیا باشد. ده صفحه در، من قبلاً آن را منفجر کرده ام، آن را محدود کرده ام، آن را کمتر کرده ام، آن را مخدوش کرده ام. این خیلی دلسرد کننده است. اون موقع از کتاب متنفرم پس از مدتی به یک اقامتگاه می رسم: خوب، این ایده آل نیست، آن شیء کاملی نیست که می خواستم بسازم، اما شاید، اگر ادامه دهم و به هر حال آن را تمام کنم، دفعه بعد بتوانم آن را درست دریافت کنم. شاید بتوانم فرصت دیگری داشته باشم.

جوآن دییدون

به سختی می توان کتابی را پیدا کرد که نوشتن آن امن باشد. چون آدم همیشه به جاهای تاریک یا سخت می رود.

جوآن دییدون

بله، اما نویسنده دیگری که در دبیرستان خواندم و من را ناک اوت کرد تئودور درایزر بود. یک تراژدی آمریکایی را همه در یک آخر هفته خواندم و نتوانستم آن را زمین بگذارم - خودم را در اتاقم حبس کردم. اکنون این با هر کتاب دیگری که در آن زمان می خواندم مخالف بود، زیرا درایزر واقعاً سبکی نداشت، اما قدرتمند بود.

جوآن دییدون

نقل قول های جوآن دیدیون درباره نویسندگان

تأثیر جوآن دیدیون بر نویسندگان به تنهایی غیرقابل انکار است. دیدیون که یک افسانه ادبی است، میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار داد و در آینده نیز بیشتر مجذوب خود خواهد شد. او صاحب سبک نثر، مقاله نویس چیره دست، رمان نویس و فیلمنامه نویس بود که آثارش جاودانه و قدرتمند بودند. نویسندگان بدون شک به نوشته ها و داستان موفقیت او نگاه کردند.

اگر نویسنده ای هستید که نیاز به تشویق دارید یا حداقل می خواهید شنیدن کلمات شما می توانید با آنها ارتباط برقرار کنید، این نقل قول های جوآن دیدیون در مورد نویسندگان برای شما بهترین است.

نویسندگان همیشه یک نفر را می فروشند.

جوآن دییدون

اگر مدارکم مرتب بود هرگز نویسنده نمی شدم. اگر دسترسی محدودی به ذهن خود داشتم، دلیلی برای نوشتن وجود نداشت. من کاملاً می نویسم تا بفهمم به چه فکر می کنم، به چه چیزی نگاه می کنم، چه می بینم و معنی آن چیست. از چه می خواهم و از چه می ترسم.

جوآن دییدون

بگذارید یک نکته در مورد چرایی نوشتن نویسندگان به شما بگویم: اگر پاسخ هر یک از این سؤالات را می دانستم هرگز نیازی به نوشتن رمان نداشتم.

جوآن دییدون

به عنوان یک نویسنده، حتی در کودکی، مدت‌ها قبل از انتشار آنچه می‌نوشتم، این حس را در من به وجود آورد که خود معنا در ریتم کلمات و جملات و پاراگراف‌ها ساکن است... شیوه نوشتن من همانی است که هستم یا شده‌ام. .

جوآن دییدون

من از IBM Thinkpad استفاده می کنم. من فقط از آن مانند ماشین تحریر استفاده می کنم، اما وقتی در سال 1987 شروع به استفاده از آن کردم، فکر کردم دیگر نمی توانم بنویسم، بنابراین فکر کردم که به ماشین تحریر برگردم. اما پس از استفاده از رایانه نمی‌توانید به ماشین تحریر برگردید.

جوآن دییدون

جملات Didion درباره شخصیت

شخصیت ها نقش مهمی در ادبیات، به ویژه در داستان دارند. به‌عنوان کسی که ویژگی‌های خاص را پذیرفت و به بررسی چندپارگی فردی و اجتماعی پرداخت، حس بی‌عیب و نقص شخصیت دیدیون در بسیاری از آثار او نفوذ می‌کند. شخصیت هایی که او برای تکمیل داستان های کاملاً معتبر خود استفاده می کند. علاوه بر این، اگرچه او فقط چند نقل قول در مورد شخصیت ها دارد، لیست زیر برای ایده یا الهام بخشی به شما کافی است.

شما باید مطمئن شوید که شخصیت های مورد نظر خود را دارید. این واقعاً پیچیده ترین بخش است.

جوآن دییدون

گاهی اوقات یک بازیگر یک شخصیت را اجرا می کند، اما گاهی اوقات یک بازیگر فقط اجرا می کند. با نوشتن، فکر نمی‌کنم اجرای یک شخصیت باشد، واقعاً اگر شخصیتی که شما اجرا می‌کنید خودتان باشید. من آن را به عنوان ایفای نقش نمی بینم. فقط در ملاء عام ظاهر می شود.

جوآن دییدون

تا زمانی که کاراکترها شروع به صحبت نکنند، تصور چندانی از اینکه شخصیت ها چه کسانی هستند، ندارم.

جوآن دییدون

نقل قول های دیدیون در مورد رویاها

نویسندگان الهام می گیرند در نوشتن در خیلی چیزها از جمله اینها می توان به رویاها اشاره کرد. اگر به دنبال نویسنده ای تأثیرگذار هستید که در مورد آن چیزی برای گفتن داشته باشد، Joan Didion باید در فهرست شما جایگاهی کسب کند. اگرچه در انتخاب نقل قول‌های زیر چیز زیادی وجود ندارد، اما این جملات برای شما کافی است تا رویاها را به‌عنوان تأثیرات مهم به‌ویژه در نوشتن تلقی کنید.

اغلب اوقات شما می خواهید رویای خود، کابوس خود را به کسی بگویید. خوب، هیچ کس نمی خواهد در مورد رویای شخص دیگری، خوب یا بد، بشنود. هیچ کس نمی خواهد با آن راه برود. نویسنده همیشه خواننده را فریب می دهد تا به رویا گوش دهد.

جوآن دییدون

آیا فقط با خواب دیدن یا نوشتن توانستم بفهمم چه فکر می کنم؟

جوآن دییدون

همه ما رویاهای یکسانی داریم.

جوآن دییدون

شانزده کتاب، هفت فیلم، نمایشنامه و فیلمنامه جوآن دیدیون به ما در درک جهان و مردم کمک کرد. او از بحث در مورد تجربیاتش، روایت‌های اجتماعی که او را عصبانی می‌کرد، و حتی راه‌های عجیبی که او از جهان می‌فهمد، نمی‌ترسید. جسارت و تعهد او به هنرش جنبه های قابل توجهی است که او را به نویسنده ای نمادین تبدیل کرده است. بنابراین، نقل قول های Joan Didion در مورد نوشتن چیزی است که باید منتظر آن بود، به ویژه برای افرادی که نیاز به کمی فشار برای بیان افکار خود بدون تردید دارند.

به جز این لیست از نقل قول های جوآن دیدیون به انگیزه بیشتری برای نوشتن نیاز دارید؟ مجموعه نقل قول های ما در مورد نوشته های دیگر نویسندگان را بررسی کنید اینجا کلیک نمایید.

درباره نویسنده

دیوید هریس یک نویسنده محتوا در Adazing با 20 سال تجربه در مسیریابی در دنیای همیشه در حال تحول انتشار و فناوری است. ویراستار بخش‌های برابر، علاقه‌مند به فناوری، و خبره کافئین، او دهه‌ها را صرف تبدیل ایده‌های بزرگ به نثر جلا داده است. تخصص دیوید به‌عنوان یک نویسنده فنی سابق برای یک شرکت نرم‌افزاری انتشارات مبتنی بر ابر و یک روح‌نویس بیش از 60 کتاب، دقت فنی و داستان‌سرایی خلاقانه را در بر می‌گیرد. در Adazing، او مهارتی در وضوح و عشق به کلام نوشتاری را برای هر پروژه به ارمغان می آورد - در حالی که هنوز به دنبال میانبر صفحه کلید است که قهوه او را دوباره پر می کند.

تبلیغات MBA=18