درک چند صحنه در یک فیلم می تواند داستان را شکل دهد

چند صحنه در یک فیلم
by دیوید هریس // ژانویه 27  

یکی از سوالات متداول فیلمسازان و علاقه مندان به سینما این است که "چند صحنه در یک فیلم وجود دارد؟" در حالی که هیچ پاسخ قطعی وجود ندارد، زیرا بسته به آن می تواند بسیار متفاوت باشد ژانر فیلم، طول و سبک داستان گویی، یک دستورالعمل کلی می تواند کمک کند. اکثر فیلم‌های بلند شامل 40 تا 80 صحنه هستند. تعداد صحنه ها اغلب با سرعت فیلم، لحن و پیچیدگی روایت مطابقت دارد.

عوامل موثر بر شمارش صحنه

مشخصات ژانر

ژانر یک فیلم اغلب تعداد صحنه هایی را که ممکن است پیدا کنید تعیین می کند. به عنوان مثال، فیلم های اکشن گاهی اوقات تعداد صحنه های بالاتری برای حفظ سرعت هیجان انگیز دارند. فیلمی مانند «مکس دیوانه: جاده خشم» را در نظر بگیرید که برش‌های سریع و انتقال سریع بین صحنه‌ها دارد که منجر به تجربه تماشایی شدیدتر می‌شود. این فیلم بیش از 100 صحنه دارد که آدرنالین را بالا می‌برد.

برعکس، درام‌های شخصیت محور ممکن است صحنه‌های کمتری داشته باشند و بیشتر بر گفتگوهای عمیق و تبادلات احساسی تمرکز کنند. برای مثال، «پدرخوانده» یک فیلم کلاسیک است که حدود 40 صحنه دارد. اگرچه ممکن است کمتر از فیلم‌های اکشن به نظر برسد، باز شدن شخصیت‌ها و انتخاب‌ها چیزی است که روایت را هدایت می‌کند.

طول فیلم

مدت زمان یک فیلم به طور قابل توجهی بر تعداد صحنه های آن تأثیر می گذارد. به طور کلی، فیلم های بلند بین 90 تا 180 دقیقه هستند. یک قانون کلی معمولی این است که یک صحنه می تواند از یک تا پنج دقیقه طول بکشد. یک فیلم 120 دقیقه ای با میانگین دو دقیقه در هر صحنه احتمالاً شامل حدود 60 صحنه است. در مقابل، یک فیلم کوتاه‌تر، مانند یک فیلم انیمیشن 90 دقیقه‌ای، ممکن است تعداد صحنه‌های بیشتری (تا 70 یا 80) برای حفظ تعامل داشته باشد.

ساختار روایی

نحوه ساختار داستان نیز بر تعداد صحنه تأثیر می گذارد. فیلم‌ها اغلب از ساختاری سه‌پرده پیروی می‌کنند: چیدمان، رویارویی و حل. هر عمل می تواند شامل تعداد متفاوتی از صحنه ها باشد. به عنوان مثال، پرده اول ممکن است شخصیت ها و صحنه را با چندین صحنه مشخص کند، که به طور بالقوه منجر به داستان گویی فشرده تر در پرده دوم می شود، جایی که درگیری تشدید می شود.

هدف و تاثیر صحنه

هر صحنه در یک فیلم باید هدفی را دنبال کند، خواه توسعه شخصیت، پیشبرد طرح یا ایجاد یک محیط باشد. فیلمسازان ممکن است تصمیم بگیرند صحنه های کمتری داشته باشند که دارای معنا و تاثیر زیادی باشد. برای مثال، در «مرد پرنده‌ای»، دوربین بدون وقفه قهرمان داستان را دنبال می‌کند و تجربه‌ای بی‌نظیر را ایجاد می‌کند که در آن تعداد برش‌ها – و به طور گسترده، تعداد صحنه‌ها – کمتر از فیلم‌های سنتی است. با این حال، هر لحظه طنین انداز عمیقی دارد و مخاطب را به سمت تجربیات شخصیت ها می کشاند.

تجزیه و تحلیل ساختار صحنه

انتقال صحنه

صحنه ها مجزا نیستند. انتقال آنها در داستان سرایی بسیار مهم است. تکنیک هایی مانند برش، محو کردن یا پاک کردن کبریت نقش مهمی در حرکت از یک صحنه به صحنه دیگر دارند. کار خلاقانه انتقال صحنه در «داستان پالپ» را در نظر بگیرید، جایی که برش‌های ناگهانی مخاطب را از یک سناریوی شدید به سناریوی دیگر هدایت می‌کند. این فیلم به طرز ماهرانه ای ساختار صحنه را دستکاری می کند تا بینندگان را درگیر نگه دارد و از طریق جدول زمانی نامرتب خود افکار را برانگیزد.

کمان های شخصیت

قوس های کاراکتر لنز دیگری را ارائه می دهند که از طریق آن می توان تعداد صحنه های مورد نیاز را تجزیه و تحلیل کرد. همانطور که یک شخصیت در طول فیلم تغییر می کند، صحنه های مختلفی برای نشان دادن آن تغییرات لازم است. در «شیر شاه»، شخصیت سیمبا به طور چشمگیری از یک توله به یک پادشاه تکامل می‌یابد و این سفر با صحنه‌های مختلفی مشخص می‌شود که تحول او را نشان می‌دهد، از جمله نقاط عطف، بحران‌ها و لحظات درون‌بینی، که در حدود ۷۳ صحنه متمایز پخش شده است.

لحظات اوج

هر فیلم حاوی لحظات اوج است که اغلب منجر به تغییرات سریع صحنه می شود. این لحظات محوری می تواند منجر به این شود که چندین صحنه به طور محکم در کنار هم قرار گیرند تا تنش ایجاد شود. به عنوان مثال، در «انتقام‌جویان»، صحنه نبرد نهایی تغییرات سریع متعددی را بین دیدگاه‌های شخصیت‌های مختلف مشاهده می‌کند که به انرژی کلی فیلم کمک می‌کند. این نوع اوج اغلب تعداد صحنه ها را افزایش می دهد و یک تجربه سینمایی فراموش نشدنی را ایجاد می کند که هم تماشایی و هم وزن احساسی را ارائه می دهد.

چگونه فیلمسازان شمارش صحنه را تعیین می کنند

تکنیک های فیلمنامه نویسی

فیلمنامه‌نویسان از طریق انتخاب‌هایشان در طرح‌ریزی و سرعت‌گذاری نقش مهمی در تعیین تعداد صحنه دارند. یک فیلمنامه با ساختار خوب اغلب دارای عناوین صحنه و انتقال واضح است که به کارگردانان اجازه می دهد تا جریان داستان را به طور موثر ارزیابی کنند. فیلم‌هایی مانند «مرد پرنده‌ای» یا «1917» جریان روایت سنتی را به چالش می‌کشند، و اغلب صحنه‌های متعددی را به تک صحنه‌های طولانی تقسیم می‌کنند. این رویکرد اجازه می دهد تا یک ریتم منحصر به فرد بدون قربانی کردن تعداد صحنه ها ایجاد شود - مفهومی که از خلاقیت فیلمسازان مدرن صحبت می کند.

دیدگاه و سبک فیلمساز

بینش کارگردان نیز پایه ای برای تعیین تعداد صحنه می گذارد. کارگردانان مشهوری مانند کوئنتین تارانتینو یا کریستوفر نولان اغلب سبک های منحصر به فردی دارند. تارانتینو به خاطر صحنه‌های دیالوگ محور طولانی شناخته می‌شود که می‌تواند تعداد صحنه‌ها را محدود کند اما رشد شخصیت را به حداکثر برساند. از سوی دیگر، نولان اغلب از داستان‌سرایی غیرخطی استفاده می‌کند و به او اجازه می‌دهد صحنه‌هایی بسازد که در طول زمان می‌گذرد، که با ادراک مخاطب بازی می‌کند و به فیلم پیچیدگی می‌بخشد.

ویرایش گزینه ها

ویرایش جایی است که تعداد صحنه های نهایی تثبیت می شود. ویراستاران فیلم خام را به یک داستان منسجم تقطیر می‌کنند و تصمیم می‌گیرند چه صحنه‌هایی را نگه دارند، گسترش دهند، کوتاه کنند یا حذف کنند. در فیلم‌هایی مانند «آفتاب ابدی ذهن بی‌خال»، انتخاب‌های تدوینگر تأثیر احساسی روایت را شکل می‌دهند و اغلب صحنه‌های متعددی را در یک لحظه روان ترکیب می‌کنند. این فرآیند معمولاً منجر به این می‌شود که محصول نهایی حاوی صحنه‌های کمتر یا بیشتر از فیلمنامه اولیه باشد.

استانداردها و تغییرات صنعت

طول صحنه معمولی

در حالی که اکثر صحنه ها می توانند حدود دو دقیقه طول بکشند، استانداردهای صنعتی می توانند متفاوت باشند. به عنوان مثال، برنامه های تلویزیونی اغلب صحنه های کوتاه تری به دلیل وقفه های تبلیغاتی و سرعت سریع دارند. در مقابل، فیلم‌های هنری می‌توانند صحنه‌های طولانی و متفکرانه داشته باشند که لحظات را به تصویر می‌کشند - به «درخت زندگی» فکر کنید، که از صحنه‌های طولانی برای برانگیختن مضامین وجودی استفاده می‌کند. این واریانس نشان می‌دهد که چگونه فیلمسازان مرزهای آنچه که یک «صحنه» را تشکیل می‌دهد، پشت سر می‌گذارند.

تعامل مخاطبان

در نهایت، تعامل مخاطب طول و تعداد صحنه را دیکته می کند. برش‌های سریع یا صحنه‌های طولانی می‌توانند ترجیحات مختلف بیننده را برآورده کنند. به عنوان مثال، رشد خدمات استریم بر فیلمسازان تأثیر گذاشته است. از آنجایی که مخاطبان محتوا را در بخش‌های بزرگ مصرف می‌کنند، فیلم‌ها اغلب صحنه‌های سریع و پر جنب و جوش را برای اطمینان از ماندگاری دارند. این امر به‌ویژه در فیلم‌هایی که مخاطبان جوان‌تر را هدف می‌گیرند، مشهود است، فیلم‌هایی که در مقایسه با فیلم‌های قدیمی‌تر و آرام‌تر، سرعت بیشتری دارند و متعاقباً تعداد صحنه‌های بیشتری دارند.

نقش فناوری

پیشرفت های تکنولوژیکی نحوه ساخت و ویرایش فیلم ها را به طور اساسی تغییر داده است. ظهور دوربین های دیجیتال و ابزارهای ویرایش، برنامه ریزی و ساختار جامع تری را برای صحنه ها امکان پذیر می کند. فیلمسازان می توانند با سرعت و طول بیشتر تجربه کنند و به داستان سرایی خلاقانه ای منجر شود که شاید در گذشته امکان پذیر نبود. فیلم‌هایی که ژانرها را به هم می‌ریزند یا روایت‌های سنتی را می‌شکنند، مانند «همه چیز در همه جا به یکباره»، می‌توانند به طور موثری از افزایش تعداد صحنه یا طول صحنه منحصر به فرد برای کشف داستان‌های چند وجهی استفاده کنند.

تعادل هنر و علم

هنر در داستان سرایی با علم فیلمسازی مطابقت دارد که تعیین می کند یک فیلم چند صحنه باید داشته باشد. فیلمسازان به طور مداوم بین داستان پردازی جذاب با سرعت کارآمد و طنین احساسی تعادل برقرار می کنند. به عنوان مثال، یک فیلم ترسناک ممکن است در صحنه های سریع و دلهره آور برای ایجاد تعلیق پیشرفت کند، در حالی که یک فیلم عاشقانه ممکن است با صحنه های گفتگوی طولانی تر و صمیمی کند شود. هر ژانر از استراتژی‌های متفاوتی برای انتقال داستان استفاده می‌کند و در عین حال اطمینان می‌دهد که بیننده جذاب باقی می‌ماند.

رویکردهای تجربی

در سال‌های اخیر، فیلم‌سازان مرزهای داستان‌سرایی سنتی را برای کشف رویکردهای تجربی برای خلق صحنه جابجا کرده‌اند. فیلم‌هایی مانند «آغاز» با صحنه‌هایی بازی می‌کنند که به جدول‌های زمانی مختلف منشعب می‌شوند و روایت‌های پیچیده‌ای را ایجاد می‌کنند که نیاز به ساختار صحنه غیرمتعارف بدون رعایت شمارش‌های دقیق یا قالب‌های تجویز شده دارند. این سبک نوآورانه صحنه های سنتی را به نفع یک تجربه روایی منحصر به فرد پشت سر می گذارد.

فرآیند مشارکتی

همکاری بین نویسندگان، کارگردانان، تدوین‌گران و تهیه‌کنندگان در تعیین تعداد صحنه‌های یک فیلم بسیار مهم است. هر یک از ذینفعان دیدگاه و تخصص خود را برای ساخت صحنه هایی که در خدمت هدف بزرگتر داستان هستند به ارمغان می آورد. این رویکرد مشارکتی منجر به داستان سرایی ظریف می شود. به عنوان مثال، در طول جلسات تولید، تمرکز می تواند از تعداد محدودی از صحنه ها به اطمینان حاصل شود که هر صحنه انتخاب شده انگیزه های شخصیت یا توسعه طرح را افزایش می دهد، تغییر می کند.

در چشم انداز همیشه در حال تحول در سینما، پیچیدگی پیرامون مسئله شمارش صحنه‌ها همچنان هنجارهای سنتی را به چالش می‌کشد و خلاقیت را در میان فیلمسازان شعله‌ور می‌کند و منجر به تجربه‌های داستان‌گویی متنوعی می‌شود که شبیه هیچ‌کدام از موارد قبلی نیست.

صحنه های رازهای کمی شناخته شده

رازهای کمی شناخته شده پر از لحظات جذابی است که اغلب مورد توجه قرار نمی گیرند. در اینجا حقایقی عمیق در مورد صحنه های آن وجود دارد که ممکن است بسیاری از بینندگان ندانند:

  • پیام های پنهان: در طول فیلم، چندین شخصیت لباس‌هایی با نمادهایی به تن می‌کنند که نشان‌دهنده مقاصد واقعی و پیشینه آن‌ها است و لایه‌هایی به رشد آنها می‌افزاید.
  • اطلاعات مکانی: کافه ای که بیشتر گفتگوهای حیاتی در آن اتفاق می افتد در یک ساختمان تاریخی واقعی فیلمبرداری شده است که تقریباً تخریب شده بود و آن را به بخشی کلیدی از فضای روایی فیلم تبدیل می کند.
  • سرنخ های موسیقی متن: موسیقی پس‌زمینه در صحنه‌های خاص با دقت انتخاب می‌شود تا احساسات شخصیت‌ها را منعکس کند، با آهنگ‌های خاصی که پیچش‌های داستانی آینده را پیش‌بینی می‌کنند.
  • سمبولیسم رنگ: پالت رنگ در صحنه‌های کلیدی تغییر می‌کند، با تن‌های گرم‌تر در لحظات شادتر و تن‌های سردتر در هنگام درگیری، که به‌طور بصری احساسات شخصیت را نشان می‌دهد.
  • ظواهر Cameo: برخی از شخصیت‌های پس‌زمینه توسط اعضای خدمه فیلم ایفای نقش می‌کنند، که به بیننده‌های توجه، حس شخصی و لایه‌ای از سرگرمی پنهان می‌افزاید.
  • دیالوگ های بداهه: چند خط نمادین در صحنه‌های محوری توسط بازیگران بداهه‌سازی شده‌اند و واکنش‌های خود به خودی واقعی را به تصویر می‌کشند که اصالت فیلم را افزایش می‌دهد.
  • پیش بینی اشیاء: وسایل کوچک، مانند یک عکس یا کتابی که به طور خلاصه در پس‌زمینه دیده می‌شوند، اغلب به‌عنوان پیش‌نمایش‌کننده‌ای عمل می‌کنند که به پیشرفت‌های اصلی داستان در ادامه فیلم مرتبط می‌شوند.
  • طراحی دکورهای دیده نشده: طراحان صحنه در فضاهای زندگی‌شان به گذشته شخصیت‌ها اشاره‌های ظریفی می‌دادند، که ممکن است در تماشای اولیه مورد توجه قرار نگیرد، اما به بیننده‌ی ناظر عمق می‌بخشد.
  • اکشن پس زمینه طراحی شده: به بازیگران پس‌زمینه اغلب حرکات خاصی داده می‌شد تا احساسات شخصیت‌های اصلی را منعکس کنند و فضایی منسجم ایجاد کنند که به‌طور نامحسوسی از خط داستانی پشتیبانی می‌کند.
  • تغییرات صحنه نهایی: صحنه پایانی در طول تولید دستخوش تغییرات متعددی شد که نتیجه آن نسخه ای شد که مضامین فیلم را کاملاً در بر می گرفت و سیر تکامل خود داستان را نشان می داد.

سوالات متداول مربوط به چند صحنه در یک فیلم

س. معمولاً چند صحنه در یک فیلم وجود دارد؟
الف. اکثر فیلم ها بین 40 تا 60 صحنه دارند، اما بسته به طول و سبک فیلم می تواند متفاوت باشد.

س. چه عواملی بر تعداد صحنه های یک فیلم تأثیر می گذارد؟
الف. سرعت داستان، ژانر، و دید کارگردان همگی بر تعداد صحنه‌های موجود در یک فیلم تأثیر می‌گذارند.

س. آیا یک فیلم می تواند فقط یک صحنه داشته باشد؟
بله، برخی از فیلم‌های هنری یا تجربی ممکن است روی یک صحنه متمرکز شوند تا پیام یا فضای عمیق‌تری را منتقل کنند.

س. آیا فیلم های طولانی تر صحنه های بیشتری دارند؟
الف. به طور کلی، فیلم‌های طولانی‌تر معمولاً صحنه‌های بیشتری دارند، اما برخی می‌توانند صحنه‌های گسترده‌تری داشته باشند که بدون افزودن صحنه‌های جدید، زمان بیشتری را می‌گیرند.

س. فیلمسازان چگونه تصمیم می گیرند که صحنه ها را کجا قرار دهند؟
الف) فیلمسازان جریان داستان، تأثیر عاطفی و انتقال بین صحنه ها را برای ایجاد الف در نظر می گیرند روایت منسجم.

س. آیا طول صحنه استاندارد در فیلم ها وجود دارد؟
پاسخ. در حالی که هیچ قانون سختگیرانه ای وجود ندارد، بسیاری از صحنه ها بین 1 تا 3 دقیقه طول می کشند، اگرچه این می تواند بسیار متفاوت باشد.

س. می تواند تغییر ویرایش تعداد صحنه های یک فیلم؟
پاسخ. بله، در طول تدوین، فیلمسازان ممکن است صحنه ها را قطع، ترکیب یا گسترش دهند که می تواند تعداد کل را تغییر دهد.

س. میانگین طول صحنه در یک فیلم چقدر است؟
الف. به طور متوسط، صحنه های یک فیلم حدود 2 تا 3 دقیقه طول می کشد، اما این می تواند بر اساس سبک و سرعت فیلم متفاوت باشد.

س. آیا فیلم های انیمیشن در مقایسه با فیلم های لایو اکشن صحنه های بیشتری دارند یا کمتر؟
الف. فیلم‌های انیمیشن اغلب دارای تعداد صحنه‌های مشابه با فیلم‌های لایو اکشن هستند، اما ممکن است انعطاف‌پذیری بیشتری در انتقال صحنه و داستان‌گویی بصری داشته باشند.

Q. چگونه متفاوت است ژانرها تاثیر می گذارند تعداد صحنه ها؟
الف. فیلم‌های اکشن ممکن است صحنه‌های کوتاه‌تر و سریع‌تری داشته باشند، در حالی که درام‌ها اغلب صحنه‌های طولانی‌تر و دقیق‌تری دارند که بر تعداد کلی آنها تأثیر می‌گذارد.

نتیجه

به طور خلاصه، تعداد صحنه های یک فیلم می تواند بر اساس عناصر مختلف مانند ژانر، بسیار متفاوت باشد، رویکرد داستان گوییو مدت زمان فیلم در حالی که برخی از فیلم‌ها ممکن است تنها تعداد انگشت شماری از صحنه‌ها داشته باشند، برخی دیگر می‌توانند ده‌ها صحنه داشته باشند که همه با هم کار می‌کنند تا داستانی جذاب خلق کنند. درک نقش صحنه ها در یک فیلم می تواند درک بینندگان را از مهارت پشت فیلمسازی افزایش دهد. همانطور که فیلم های بیشتری را بررسی می کنیم، متوجه می شویم که هر صحنه چگونه به سفر کلی شخصیت ها و پیام فیلم کمک می کند. بنابراین، دفعه بعد که فیلمی را تماشا می‌کنید، لحظه‌ای به صحنه‌ها و نحوه شکل‌گیری داستانی که تجربه می‌کنید فکر کنید!

سلب مسئولیت: این مقاله در مورد صحنه های فیلم برای اهداف اطلاعاتی در نظر گرفته شده است و بینش های ارزشمندی را برای علاقه مندان به فیلم ارائه می دهد. برای درک عمیق‌تر، خوانندگان می‌توانند این موضوع را بررسی کنند موسسه فیلم آمریکا و ویرایش فیلم ویکی پدیا منابع لطفاً توجه داشته باشید که تعداد صحنه ممکن است بر اساس ویرایش و برش های کارگردان. با تصدیق پیچیدگی های ساختار فیلم، همانطور که در فیلمنامه نویسی 101، خوانندگان می توانند از مهارت پشت تولید فیلم قدردانی کنند و این مقاله را به نقطه شروع مفیدی برای کاوش بیشتر در داستان سرایی سینمایی تبدیل کند، همانطور که در مجله فیلمساز.

درباره نویسنده

دیوید هریس یک نویسنده محتوا در Adazing با 20 سال تجربه در مسیریابی در دنیای همیشه در حال تحول انتشار و فناوری است. ویراستار بخش‌های برابر، علاقه‌مند به فناوری، و خبره کافئین، او دهه‌ها را صرف تبدیل ایده‌های بزرگ به نثر جلا داده است. تخصص دیوید به‌عنوان یک نویسنده فنی سابق برای یک شرکت نرم‌افزاری انتشارات مبتنی بر ابر و یک روح‌نویس بیش از 60 کتاب، دقت فنی و داستان‌سرایی خلاقانه را در بر می‌گیرد. در Adazing، او مهارتی در وضوح و عشق به کلام نوشتاری را برای هر پروژه به ارمغان می آورد - در حالی که هنوز به دنبال میانبر صفحه کلید است که قهوه او را دوباره پر می کند.

تبلیغات MBA=18