«بدنه» میتواند به جنبههای متعددی از متن اشاره داشته باشد. اغلب، «بدنه» به فیزیکی بودن آن اشاره دارد: شکل مادی آن روی کاغذ یا صفحه نمایش که کلمات روی آن چاپ یا نمایش داده میشوند - از این رو با پشتیبانی مرتبط است؛ از طرف دیگر، میتواند به اندازه یا شکل اشاره داشته باشد، مانند اینکه به عنوان داشتن بدنههای بزرگ یا باریک توصیف شود، مثلاً وقتی بحث در مورد کتاب برای مثال.
به طور خاص تر، بدن می تواند به محتوای یک متن اشاره کند. از این نظر با جوهر برابری می کند. علاوه بر این، بدن به بخشی اشاره دارد که شامل ایده ها یا استدلال های مهم در متن است و به عنوان "هسته گوشتی" آن عمل می کند.
در نهایت، بدن می تواند به نحوه سازماندهی یک متن اشاره کند. مخفف ساختار است. بدنه هر متنی حاوی ایده ها یا استدلال های اصلی آن است - قلب آن.
بدن کلمه ای کشسان است که می تواند در زمینه های مختلف برای توصیف عناصر مختلف در متن به کار رود.
متن نیاز به خلق فیزیکی دارد. بدون بدن ما، هیچ راهی برای ایجاد متن وجود نخواهد داشت - به غیر از متن دیجیتال - حتی در سالهای اخیر رایجتر از همیشه، با این حال هنوز نیاز به مشارکت بدن ما برای اهداف ایجاد و خواندن دارد. علاوه بر این، خواندن به چشمانی متمرکز نیاز دارد که بتواند با درک مطلب بخواند، زیرا مغز ما اطلاعات را برای ما خوانندگان معنا می کند - بدون آن. خواندن متن بی معنی می شود - ماهیت انتزاعی آن تجربه اش را بدون بدن غیرممکن می کند.

