رنگ مشکی اغلب با افکار تاریکی، شر و چیزهایی که عموماً باید از آنها دوری کرد، همزمان میشود. اگرچه این در بسیاری از موقعیتها صادق است، اما رنگ مشکی لزوماً بازدارنده نیست. در عوض، با طراحی مناسب و ترکیب با تصاویر مناسب و تضاد مناسب با سایر رنگها، میتواند یک تصویر تهدیدآمیز را به چیزی مثبت و جذاب تبدیل کند. در زیر پنج طرح جلد کتاب با رنگ مشکی آورده شده است.
این جلد از تضاد درخشانی از صورتی روشن در مقابل پسزمینهای عمدتاً سیاه استفاده کرده است. در حالی که ممکن است رنگ سیاه ترسناک به نظر برسد، به عقب رانده شده و اجازه میدهد زیبایی و درخشندگی نور صورتی بر پیشزمینه غلبه کند. این تضاد شدید رنگها بلافاصله توجه رهگذران را جلب میکند، به اندازهای که آنها را وادار میکند نگاه دقیقتری به جزئیات دیگر جلد مانند دختر معصومی که در پشت جلد محو میشود، حلقهی دلربا و البته عنوان کتاب بیندازند. حلقهی پریان به هیچ وجه تهدیدآمیز به نظر نمیرسد، بلکه تصویری کاملاً متفاوت را به ذهن متبادر میکند و با حروف سفید خود که در تضاد با پسزمینهی سیاه نیز هستند، جلوهی فریبندهی کلی جلد را تکمیل میکند.
این یک نمونه باورنکردنی از جلد کتاب سیاه است که برای نشان دادن خیر به جای چیزی تاریک یا بد استفاده می شود. یک دختر جوان زیبا با موهای قرمز روشن و روان وجود دارد که از سر تا پا کاملاً سیاه پوشیده است. موضع او کاملاً از عنوان تقلید می کند. و خود عنوان غیرممکن است که با حروف سفید پررنگ در مقابل سیاهی لباس او نادیده گرفته شود. درختان بلند و تیره در پسزمینه ثابت ایستادهاند و به جلوه کلی ژست او و ترکیب عنوان میافزایند. اگر او رنگ دیگری می پوشید، احتمالاً جذابیت فریبنده ای را که روی این جلد فرمان می دهد، نداشت، به همین دلیل است که رنگ مشکی با موفقیت در اینجا استفاده شده است.
آلیس در Zombieland توسط Gena Showalter
این نمونهی شگفتانگیز دیگری از تضاد یک رنگ روشن در برابر تاریکیِ پسزمینهی سیاه است تا توجه خوانندهی بالقوه را به خود جلب کند. در اینجا، سیاهی نه تنها قابی در اطراف دختر آلیس ایجاد میکند، بلکه پسزمینهای وهمآور نیز در پشت سر او میافکند. به همین دلیل است که خود آلیس، با لباس آبی روشن نمادین و پوست عاجیاش ، در برابر این تاریکی به خوبی برجسته میشود. او به کانون توجه تبدیل میشود و با درخشش خود، سیاهی و تاریکی را در هم میشکند. خوانندگان دیگر سیاهی را جز هاله ای پیرامون دختر زیبایی که روی زمین نشسته است، نمیبینند. آلیس همچنین چهرهای چنان شناختهشده است که این جلد با قرار دادن او در برابر پسزمینهی سیاه، ماهرانه از این آشنایی به نفع خود استفاده کرده است. او بسیار بیشتر برجسته میشود و واقعاً توجه رهگذران را به خود جلب میکند.
خیلی کم پیش میآید که وقتی مردم به جلد کتابهای سیاه فکر میکنند ، آنها را با غذا مرتبط بدانند؛ و به همین دلیل است که این جلد بسیار خارقالعاده است. این جلد از ایده تضاد به دو روش مختلف استفاده میکند: با رنگ و با تداعی. با قرار دادن غذای نارنجی در مقابل پسزمینه سیاه، بلافاصله تصویری ایجاد میکند که از مرورگرهای معمولی، نگاه دوم را میطلبد. عنوان، که آن هم با رنگی روشن و متضاد با پسزمینه تیره است، توجه را جلب میکند زیرا کلمات «آسایش» و «غذا» معمولاً در همان دستهبندیهای ذهنی رنگ سیاه قرار نمیگیرند. این ترکیب بینظیر از ایدهها و رنگهای کاملاً متضاد، ابتدا توجه خواننده را جلب میکند و سپس آن را بیش از حد کافی نگه میدارد تا جلد کتاب برای کسب اطلاعات بیشتر باز شود. ایدهای به ظاهر ساده که برای واکنشی دقیق اجرا شده و بسیار خوب انجام شده است.




