خوانندگان و نویسندگان اذعان دارند که پایان هر روایت ساختگی به زمان نیاز دارد، چه به معنای خواندن یا نوشتن آن باشد. آلیس مونرو، نویسنده کانادایی، این نکته را به ویژه به عنوان یک زن خانه دار با سه دختر خردسال معتبر می داند. او مبارزه در اختصاص زمان برای خلق یک رمان را تشخیص میدهد و دلیل این امر را توجیه میکند که چرا تقریباً منحصراً حرفه ادبی خود را به ژانر داستان کوتاه اختصاص داده است. به هر حال، این بهترین انتخاب برای مونرو بود، با نگاهی به شهرت بین المللی که با داستان هایش به دست آورد. آلیس مونرو اکنون "یکی از بزرگترین نویسندگان داستان معاصر" است، استاد داستان های کوتاه که بسیاری می توانند از نظر الهام گرفتن یا نقل قول در نوشتن به او نگاه کنند.
آلیس مونرو، نویسنده داستان کوتاه کانادایی، با نام اصلی آلیس آن لایدلا، در وینگهام، انتاریو، کانادا، در 10 ژوئیه 1931 به دنیا آمد. مونرو در یک شهر کوچک کانادایی با پدرش به عنوان کشاورز روباه و راسو بزرگ شد. مادرش معلم بود اشتیاق او به نوشتن در سال های نوجوانی آغاز شد. او با پشتکار او برای تثبیت خود به عنوان یک نویسنده، پس از اخذ بورسیه تحصیلی دو ساله، روزنامه نگاری و انگلیسی را در دانشگاه وسترن انتاریو خواند. با این حال، او برای ازدواج با یکی از دانشآموزان جیمز مونرو، به ویکتوریا، بریتیش کلمبیا نقل مکان کرد، جایی که آنها چندین سال کتابفروشی داشتند.
مونرو باید مسئولیت ازدواج و مادری را به دوش میکشید، اما این مانع از آن نشد که رویاهایش برای نویسنده شدن را دنبال کند. تلاش های او در نهایت نتیجه داد، زیرا او اکنون در وضعیت بحرانی قرار دارد نویسنده داستان کوتاه خوب و برنده جوایز و جوایز متعدد این افتخارات ادبی شامل جایزه نوبل ادبیات در سال 2013 است که او دومین کانادایی و سیزدهمین زن دریافت کننده این جایزه است. حرفه برجسته او برای خوانندگان و نویسندگان الهام بخش فوق العاده ای ایجاد کرد. از این رو، جدای از نوشتههای او، نقل قولهای آلیس مونرو درباره هنر نویسندگی نسل به نسل بسیار مورد توجه قرار گرفت.
فهرست مندرجات
جملات آلیس مونرو درباره نویسندگی
بزرگ شدن در یک شهر کوچک کانادایی الهام بخش پسزمینههای مونرو برای داستانهایش بود، زیرا معمولاً در شهر کوچک روستایی انتاریو اتفاق میافتند. علاوه بر این، موضوع مکرر آثار او شامل این است که شخصیتها شهر خود را برای فعالیتهای فکری و خلاق ترک میکنند. نوشته های او دارای تصاویر و سبک روایت دقیق، کاوش در زندگی عاطفی روزمره مردم و توانایی طبیعی او برای توصیف پیچیدگی چیزها است. همه این جنبه ها او را به نویسنده داستان نویسی برنده جایزه امروز تبدیل کرد.
مونرو در طول زمان به طور گسترده در مورد روند نوشتن و آثار خود صحبت کرده است. اگر یک نویسنده داستان کوتاه یا نویسنده ای در حال ساخت هستید، نقل قول های آلیس مونرو در مورد نویسندگی به شما انگیزه می دهد تا به دنبال این حرفه باشید.
من نمیتونم بریج بازی کنم من تنیس بازی نمی کنم همه چیزهایی که مردم یاد میگیرند و من تحسین میکنم، به نظر نمیرسد زمانی برای آنها وجود داشته باشد. اما چیزی که برایش وقت است نگاه کردن به بیرون از پنجره است.
- آلیس مونرو
اگر تصمیم بگیرم این را برای شما بفرستم، آن را کجا ارسال کنم؟ وقتی به نوشتن تمام آدرس روی پاکت فکر می کنم فلج می شوم. خیلی دردناک است که به تو فکر کنم در همان مکان و زندگی ات به همین شکل در جریان است، منهای من. و اینکه به تو فکر کنم که آنجا نیستی، تو جای دیگری اما نمی دانم کجاست، بدتر است.
- آلیس مونرو
این چیزی است که فکر میکنم با افزایش سن در حال رشد است: پایان خوش.
- آلیس مونرو
مطمئناً درست است که وقتی جوان بودم، نوشتن برایم آنقدر مهم به نظر میرسید که تقریباً هر چیزی را فدای آن میکردم... زیرا فکر میکردم دنیایی که در آن نوشتم - دنیایی که خلق کردم - بسیار زندهتر از جهان است. من در واقع زندگی می کردم
- آلیس مونرو
حکایت ها داستان های خوبی نمی سازند. به طور کلی، من آنقدر زیر آنها می کاوشم که داستانی که در نهایت منتشر می شود، آن چیزی نیست که مردم فکر می کردند حکایاتشان درباره آن است.
- آلیس مونرو
نوشتن سخت است، اما هر چه بیشتر بنویسید و از آنچه می نویسید لذت ببرید، بهتر می شود.
- آلیس مونرو
نمی توان به یک نویسنده جوان توصیه کرد، زیرا هر نویسنده جوانی بسیار متفاوت است. ممکن است بگویید «بخوان»، اما نویسنده ممکن است زیاد بخواند و فلج شود. یا، "نخوان، فکر نکن، فقط بنویس" و نتیجه می تواند کوهی از رانندگی باشد. اگر قرار است نویسنده شوید، احتمالاً در مسیرهای اشتباه زیادی قرار خواهید گرفت و سپس یک روز به نوشتن چیزی که باید بنویسید، آن را بهتر و بهتر می کنید، فقط به این دلیل که می خواهید بهتر شود، و حتی وقتی پیر میشوی و فکر میکنی، "باید کار دیگری باشد که مردم انجام دهند"، نمیتوانی ترک کنی.
- آلیس مونرو
من میخواهم داستانهایم مردم را برانگیزند تا از نوشتههایم نوعی پاداش را احساس کنند.
- آلیس مونرو
شما در همه موارد می خواهید که داستان از طریق نوشتن عبور کند.
- آلیس مونرو
در بیست سال گذشته من هرگز روزی را نداشتم که مجبور نباشم به نیازهای دیگران فکر کنم. و این بدان معنی است که نوشته باید در اطراف آن نصب شود.
- آلیس مونرو
می دانستم روزی معروف می شوم. این به این دلیل است که من در یک شهر بسیار کوچک زندگی می کردم و هیچ کس دوست نداشت همان کارهایی را که من انجام می دادم، مانند نوشتن، انجام دهد.
- آلیس مونرو
معمولاً قبل از شروع نوشتن داستان، آشنایی زیادی با آن دارم. وقتی وقت منظمی برای نوشتن نداشتم، داستانها آنقدر در ذهنم کار میکردند که وقتی شروع به نوشتن کردم، عمیقاً در آنها بودم. حالا با پر کردن دفترچه ها این کار را انجام می دهم.
- آلیس مونرو
طبیعتا داستان های من در مورد زنان است - من یک زن هستم. من نمی دانم این اصطلاح برای مردانی که بیشتر در مورد مردان می نویسند چیست. من همیشه مطمئن نیستم که منظور از "فمینیست" چیست. اوایل می گفتم خب، البته من فمینیستم. اما اگر به این معنی است که من از نوعی نظریه فمینیستی پیروی می کنم، یا چیزی در مورد آن می دانم، در این صورت نیستم. من فکر می کنم تا آنجا که فکر می کنم تجربه زنان مهم است، یک فمینیست هستم. این واقعاً اساس فمینیسم است.
- آلیس مونرو
نوعی تنش وجود دارد که اگر داستانی را درست بیان کنم، میتوانم فوراً آن را احساس کنم، و وقتی میخواهم رمانی بنویسم، این احساس را ندارم. من به نوعی می خواهم یک لحظه انفجاری باشد، و می خواهم همه چیز در آن جمع شود.
- آلیس مونرو
زندگی مردم، در Jubilee و در جاهای دیگر، غارهایی کسل کننده، ساده، شگفت انگیز و غیرقابل درک بود که با مشمع کف اتاق آشپزخانه سنگ فرش شده بودند. . . . آنچه می خواستم [بنویسم] آخرین چیزها، هر لایه گفتار و اندیشه، تابش نور بر پوست یا دیوارها، هر بو، چاله، درد، شکاف، هذیان، ثابت نگهداشته شده و در کنار هم نگهداشته شده بود - درخشان، جاودانه.
- آلیس مونرو
گاهی اوقات من شروع یک داستان را از یک خاطره، یک حکایت می گیرم، اما این موضوع گم می شود و معمولاً در داستان پایانی قابل تشخیص نیست.
- آلیس مونرو
مطالب عمیق و شخصی نیمه دوم زندگی شما فرزندان شما هستند. وقتی پدر و مادرت رفتند میتوانی در مورد آنها بنویسی، اما فرزندانت هنوز اینجا خواهند بود، و میخواهی که بیایند و در آسایشگاه به دیدارت بروند.
- آلیس مونرو
سالها و سالها فکر میکردم که داستانها فقط تمرین هستند تا زمانی که برای نوشتن رمان فرصت پیدا کردم.
- آلیس مونرو
در تمام مدت باردارم ناامیدانه می نوشتم زیرا فکر می کردم بعد از آن هرگز نمی توانم بنویسم. هر بارداری من را ترغیب می کرد تا قبل از به دنیا آمدن نوزاد، کار بزرگی انجام دهم. در واقع من کار بزرگی انجام ندادم.
- آلیس مونرو
این کار خانه یا بچه ها نبودند که مرا به پایین کشیدند. من تمام عمرم کارهای خانه انجام داده بودم. این یک نوع قانون آشکار بود که زنانی که سعی می کردند کارهای عجیب و غریبی مانند نوشتن انجام دهند، ناشایست و احتمالاً غفلت می کردند.
- آلیس مونرو
من انبوهی از دفترچهها دارم که حاوی این نوشتههای وحشتناک ناشیانه است که هر چیزی را از بین میبرد. من اغلب وقتی به این پیش نویس های اولیه نگاه می کنم تعجب می کنم که آیا اصلاً انجام این کار فایده ای داشت یا خیر. من برعکس نویسندهای هستم که هدیهای سریع دارد، میدانی، کسی که آن را وارد میکند. من اغلب در مسیر اشتباه قرار میگیرم و باید خودم را به عقب برگردانم.
- آلیس مونرو
من هر روز صبح، هفت روز هفته می نویسم. از حدود ساعت هشت می نویسم و حوالی یازده به پایان می رسم. سپس بقیه روز را کارهای دیگری انجام می دهم، مگر اینکه پیش نویس نهایی ام را انجام دهم یا کاری را انجام دهم که بخواهم روی آن کار کنم، سپس تمام روز را با وقفه های کوچک کار خواهم کرد.
- آلیس مونرو
روال من الان این است که صبح بیدار شوم، قهوه بنوشم، شروع کنم به نوشتن. و کمی بعد، ممکن است کمی استراحت کنم و چیزی برای خوردن داشته باشم و به نوشتن ادامه دهم. نوشتن جدی در صبح انجام می شود. فکر نمی کنم در ابتدا بتوانم از زمان زیادی استفاده کنم. شاید فقط حدود سه ساعت بتوانم این کار را انجام دهم. من زیاد بازنویسی میکنم، و بازنویسی میکنم و بعد فکر میکنم همه چیز تمام شده است، و آن را ارسال میکنم. و سپس میخواهم آن را بازنویسی کنم. گاهی اوقات به نظرم می رسد که یکی دو کلمه آنقدر مهم است که کتاب را پس می خواهم تا بتوانم آنها را در آن قرار دهم.
- آلیس مونرو
جملات الهام بخش آلیس مونرو
حرفه نویسندگی موفق مونرو آسان نبود. او برای سالها با رد شدن از سوی ناشران همراه با محدودیتهای شغلی که ناشی از ازدواج و مادر شدن بود، مواجه شد. علاوه بر این، نوشتن یک داستان معمولاً حداقل یک ماه طول می کشد تا او را کامل کند، و هر چند وقت یکبار با بلوک نویسنده اش مواجه می شود. مونرو با وجود مبارزاتی که در طول زندگی حرفهایاش داشت، هنوز به یکی از بزرگترین نویسندگان داستان کوتاه امروز تبدیل شد - الهامبخشی واقعی برای بسیاری از کسانی که میخواهند همان مسیر او را دنبال کنند.
اگر الهام بخش چیزی است که شما فاقد آن هستید، به نقل قول های آلیس مونرو که از نوشته های او گرفته شده است نگاه کنید.
در کار خودم، تمایل دارم زمان زیادی را پوشش دهم و در زمان به عقب و جلو بپرم، و گاهی اوقات نحوه انجام این کار خیلی ساده نیست.
- آلیس مونرو
این چیزی است که فکر میکنم با افزایش سن در حال رشد است: پایان خوش.
- آلیس مونرو
حافظه راهی است که ما به خودمان داستانهایمان را میگوییم - و به دیگران نسخهای متفاوت از داستانهایمان را میگوییم.
- آلیس مونرو
داستان ها زندگی نامه ای نیستند، اما از این نظر شخصی هستند. به نظر می رسد من فقط چیزهایی را می دانم که یاد گرفته ام. احتمالاً برخی چیزها از طریق مشاهده است، اما آنچه من احساس می کنم مطمئناً شخصی است.
- آلیس مونرو
من چیزی در حال پیشرفت را به کسی نشان نمی دهم
- آلیس مونرو
باید بین من و سردبیر توافقی در مورد نوع اتفاقی که ممکن است رخ دهد وجود داشته باشد.
- آلیس مونرو
من هیچ وقت دفتر خاطرات ننوشته ام. من فقط خیلی چیزها را به خاطر می آورم و از بسیاری افراد خودمحورتر هستم.
- آلیس مونرو
هر داستانی که قرار است خوب باشد معمولاً تغییر می کند.
- آلیس مونرو
به نظر می رسد که من فقط به آنچه می خواهم در مورد آن با بیشترین سختی بنویسم درک می کنم.
- آلیس مونرو
من میتوانم راههایی را ببینم که یک داستان میتواند اشتباه پیش برود. من چیزهای منفی را راحت تر از چیزهای مثبت می بینم. برخی از داستان ها به خوبی دیگران کار نمی کنند، و برخی از داستان ها در مفهوم سبک تر از دیگران هستند.
- آلیس مونرو
من هیچ وقت مشکلی با پیدا کردن مطالب ندارم. منتظر می مانم تا روشن شود و همیشه روشن می شود. این برخورد با موادی است که من غرق در آن هستم که مشکل را ایجاد می کند.
- آلیس مونرو
من آنقدر اجبار هستم که سهمیه صفحات دارم. اگر بدانم که در یک روز به جایی می روم، سعی می کنم آن صفحات اضافی را زودتر از موعد انجام دهم. این خیلی اجباری است، وحشتناک است. اما من خیلی عقب نمی افتم، انگار می توانم آن را به نوعی از دست بدهم. این چیزی در مورد پیری است. مردم در مورد چنین چیزهایی اجباری می شوند. من همچنین در مورد اینکه چقدر هر روز پیاده روی می کنم، اجباری هستم.
- آلیس مونرو
شما هرگز نمی دانید به چه چیزی علاقه مند خواهید شد. شما از قبل تصمیم نمی گیرید. ناگهان متوجه می شوید که این همان چیزی است که می خواهید بنویسید.
- آلیس مونرو
وقتی نویسنده هستید، هرگز کاملاً شبیه دیگران نیستید - کاری را انجام میدهید که دیگران نمیدانند دارید انجام میدهید و نمیتوانید در مورد آن صحبت کنید، واقعاً، و فقط همیشه هستید. راه خود را در دنیای مخفی پیدا می کنید و سپس در دنیای "عادی" کار دیگری انجام می دهید.
- آلیس مونرو
اگر شما یک نویسنده هستید، به نوعی زندگی خود را صرف یافتن چیزها می کنید، و تصورات خود را روی کاغذ می گذارید و دیگران آنها را می خوانند. خیلی چیز عجیبی است، واقعا شما در تمام زندگی خود این کار را انجام می دهید، اما می دانید که شکست می خورید. شما در تمام طول راه شکست نمی خورید، یا هیچ چیز، هنوز ارزش انجام دادن دارد—به هر حال فکر می کنم ارزش انجام دادن را دارد. اما مثل این است که با چیزهایی دست و پنجه نرم می کنید که فقط تا حدی می توانید با آنها کنار بیایید. این بسیار ناامید کننده به نظر می رسد. اصلا احساس ناامیدی نمیکنم
- آلیس مونرو
نقل قول در مورد کتاب
کتابها جنبههای تأثیرگذار زندگی و کار آلیس مونرو بودند. از جمله کتابهایی که او عاشق خواندن بود، افسانههای هانس کریستین اندرسن، داستانهای کودکان تورنتون برگس، داستانهای ویلیام ماکسول و کتابهایی از نویسندگان زن جنوبی مانند فلانری اوکانر، کاترین آن پورتر و کارسون مککالر بودند. علاوه بر این، مونرو در حین تحصیل در دانشگاه وسترن انتاریو به عنوان کارمند کتابخانه کار می کرد، سپس در سال 1963 با همسرش جیمز یک کتابفروشی در ویکتوریا افتتاح کرد. به جرات می توان گفت که بیشتر اوقات، آلیس خود را در محاصره کتاب می دید!
جای تعجب نیست که این نقل قول ها در مورد کتاب ها از نوشته ها و آثار آلیس مونرو وجود دارد!
او روی صندلی راحتی همیشگی اش می نشیند، با انبوهی از کتاب ها و مجلات باز نشده دورش. او با احتیاط از لیوان چای گیاهی ضعیف جرعه جرعه می نوشید که اکنون جایگزین او برای قهوه است. زمانی فکر میکرد که بدون قهوه نمیتواند زندگی کند، اما معلوم شد که واقعاً لیوان بزرگ گرمی است که میخواهد در دستانش باشد، کمکی به فکر یا هر چیزی که او در طول ساعتها تمرین میکند، یا از روزها
- آلیس مونرو
در این زمان بود که او به طور کامل از خواندن منصرف شد. جلد کتابها برای او مانند تابوتهایی به نظر میرسید، چه کهنه و چه آراسته، و آنچه درون آنها بود نیز ممکن بود گرد و غبار باشد.
- آلیس مونرو
با این حال، این باید معنایی داشته باشد که در این مرحله از زندگی ام کتابی را برداشتم. چون در کتابهایی بود که تا چند سال آینده عاشقانم را پیدا میکردم. آنها مرد بودند نه پسر. آنها خود تسخیر و طعنه آمیز بودند، با رگه ای وحشیانه در آنها، ذخایر تیرگی.
- آلیس مونرو
کتابی خواندم به نام هنر دوست داشتن. وقتی داشتم آن را می خواندم خیلی چیزها واضح به نظر می رسید، اما بعداً به همان حالت کم و بیش برگشتم.
- آلیس مونرو
جملات آلیس مونرو درباره ریدینگ
بیشتر نویسندگان با تبدیل شدن به خوانندگان مشتاق علاقه خود را به نوشتن جرقه می زنند. اگرچه خواندن در خانواده مونرو تشویق نمی شد، اما او در نهایت به یک خواننده جدی تبدیل شد. او برای آثار لوسی مود مونتگمری اشتیاق نشان داد، چارلز دیکنز تاریخ کودکی انگلستان و بتهای پادشاه آلفرد تنیسون.
اگر خودتان اهل مطالعه هستید، نقل قول های آلیس مونرو در مورد خواندن را دوست خواهید داشت، که برخی از آنها از نوشته های او بود.
مردم کنجکاو هستند. چند نفر هستند. ... آنها چیزها را کنار هم می گذارند، در حالی که می دانند ممکن است اشتباه کنند. آنها را می بینید که با دفترچه به اطراف می روند، خاک سنگ قبرها را می خراشند، میکروفیلم می خوانند، فقط به این امید که این قطره را به موقع ببینند، ارتباط برقرار کنند، یک چیز را از زباله ها نجات دهند.
- آلیس مونرو
در این زمان بود که او به طور کامل از خواندن منصرف شد. جلد کتابها برای او مانند تابوتهایی به نظر میرسید، چه کهنه و چه آراسته، و آنچه درون آنها بود نیز ممکن بود گرد و غبار باشد.
- آلیس مونرو
من همیشه یا حتی معمولاً داستان را از ابتدا تا انتها نمی خوانم. من از هر جایی شروع می کنم و به هر جهت ادامه می دهم. داستان مثل جاده ای نیست که باید دنبالش کرد، بیشتر شبیه یک خانه است. میری داخل و یه مدت اونجا میمونی.
- آلیس مونرو
نقل قول در مورد داستان های کوتاه
آلیس مونرو از سال 1950 داستان کوتاه می نویسد و اولین داستان کوتاه او در یک مجله ادبی دانشجویی به نام منتشر شد. برگ. در طول دهههای 1950 و 60، نشریات معتبر به طور مرتب داستانهای کوتاه او را منتشر میکردند که محبوبیت آثار او را ثابت میکرد. علاوه بر این، اولین مجموعه داستان او که در سال 1968 منتشر شد، به موفقیت بزرگی دست یافت زیرا جایزه ادبی فرماندار کل را برای او به ارمغان آورد.
چیزی که داستانهای کوتاه مونرو را برجسته میکرد، پیچیدگی حماسی آنها بود، زیرا آنها قدرت رمانها را از طریق عمق احساسی و ادبی خود نشان میدهند. از این رو، نقل قول های آلیس مونرو درباره داستان های کوتاه چیزی است که نباید از آن غافل شوید، زیرا برای هر کسی که علاقه مند به نوشتن فرم است مفید خواهد بود.
من واقعاً امیدوارم که این باعث شود مردم به داستان کوتاه به عنوان یک هنر مهم نگاه کنند، نه فقط چیزی که تا زمانی که رمانی به دست می آورید با آن بازی می کردید.
- آلیس مونرو
میخواهم خواننده احساس کند چیزی شگفتانگیز است. نه "آنچه اتفاق می افتد"، بلکه روشی که همه چیز اتفاق می افتد. این داستان های کوتاه داستانی بلند برای من بهترین کار را دارند.
- آلیس مونرو
میخواهم داستانهایم چیزی در مورد زندگی باشد که باعث شود مردم بگویند، نه، اوه، این حقیقت نیست، بلکه نوعی پاداش از نوشتن احساس کنند، و این بدان معنا نیست که باید شاد باشد. پایان یا هر چیز دیگری، اما فقط این که هر چیزی که داستان می گوید خواننده را به گونه ای تحریک می کند که وقتی کار را تمام می کنید احساس می کنید فرد دیگری هستید.
- آلیس مونرو
آلیس مونرو با 14 مجموعه تحسین شده و جوایز مختلف برای اثبات مهارت خود در نویسندگی، بدون شک یکی از موفق ترین نویسندگان داستان کوتاه و داستان های منثور است. داستانهای کوتاه او که بهخوبی طراحی شدهاند، معمولاً بر پیچیدگیهای انسانی تمرکز میکنند که از دریچه زندگی روزمره گرفته میشوند. به رسمیت شناخته شدن کار آسانی نبود، زیرا او مجبور بود همزمان با دنبال کردن اشتیاق خود، مسئولیت های خود را نیز انجام دهد. با این حال، فداکاری آلیس مونرو ثابت می کند که همیشه راهی برای دنبال کردن رویاهای شما وجود دارد. مجموعه آثار و نقل قول های او در زمینه نویسندگی به همان اندازه که او مرتبط است و در سال های آینده نیز ادامه خواهد داد.
آیا به انگیزه نوشتن اضافی فراتر از نقل قول های آن لاموت نیاز دارید؟ مجموعه نقل قول های نوشتاری ما از نویسندگان دیگر را ببینید اینجا کلیک نمایید.

